pupils

[ایالات متحده]/ˈpjuːpəlz/
[بریتانیا]/ˈpjuːpəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دانش‌آموزان (جمع کلمه دانش‌آموز)؛ سوراخ دایره‌ای در مرکز عنبیه چشم؛ پیروان یا دانش‌آموزان یک معلم

عبارات و ترکیب‌ها

pupils' performance

عملکرد دانش‌آموزان

pupils' progress

پیشرفت دانش‌آموزان

pupils' needs

نیازهای دانش‌آموزان

pupils' attention

توجه دانش‌آموزان

pupils' behavior

رفتار دانش‌آموزان

pupils' feedback

بازخورد دانش‌آموزان

pupils' involvement

مشارکت دانش‌آموزان

pupils' interests

علایق دانش‌آموزان

pupils' achievements

دستاوردهای دانش‌آموزان

pupils' engagement

اشتیاق دانش‌آموزان

جملات نمونه

the teacher asked the pupils to read aloud.

معلم از شاگردان خواست که با صدای بلند بخوانند.

pupils should always do their homework on time.

شاگردان همیشه باید تکالیف خود را به موقع انجام دهند.

many pupils participated in the science fair.

بسیاری از شاگردان در نمایشگاه علم شرکت کردند.

the school organized a trip for the pupils.

مدرسه یک سفر برای شاگردان ترتیب داد.

pupils are encouraged to ask questions in class.

از شاگردان خواسته می شود که در کلاس سؤال بپرسند.

some pupils excel in mathematics.

برخی از شاگردان در ریاضیات مهارت دارند.

the principal praised the pupils for their hard work.

مدیر با تشکر از تلاش شاگردان، از آنها قدردانی کرد.

pupils learn best when they are engaged.

شاگردان زمانی بهترین یادگیری را دارند که درگیر باشند.

teachers often assess the pupils' progress.

معلمان اغلب پیشرفت شاگردان را ارزیابی می کنند.

pupils should respect their classmates and teachers.

شاگردان باید به همکلاسی ها و معلمان خود احترام بگذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید