purge

[ایالات متحده]/pɜːdʒ/
[بریتانیا]/pɜːrdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. پاکسازی; تسهیل حرکت روده
vt. پاکسازی; شستشو; تسهیل حرکت روده
n. ملین; پاکسازی.
Word Forms
زمان گذشتهpurged
قسمت سوم فعلpurged
صفت یا فعل حال استمراریpurging
شکل سوم شخص مفردpurges
جمعpurges

عبارات و ترکیب‌ها

purge toxins

خلاص شدن از سموم

purge the system

پاکسازی سیستم

purge unwanted files

حذف فایل‌های ناخواسته

purge negative thoughts

خلاص شدن از افکار منفی

emotional purge

خلاص‌سازی احساسی

purge the air

تهویه هوا

purge the cache

پاکسازی کش

purge the database

پاکسازی پایگاه داده

purge gas

گاز تخلیه

purge of

پاکسازی از

air purge

تهویه هوا

gas purge

تخلیه گاز

جملات نمونه

an opportunity to purge the party of unsatisfactory members.

فرصتی برای پاکسازی حزب از اعضای ناراضی.

Try to purge your spirit of hatred.

سعی کنید روح خود را از نفرت پاک کنید.

purge metal of dross (= purge away dross from metal)

خالص کردن فلز از ناخالصی ( = پاک کردن ناخالصی از فلز)

a purge of the ruling class is absolutely necessary.

پاکسازی طبقه حاکم کاملاً ضروری است.

purged all the imprisoned dissidents.

همه مخالفان زندانی را پاکسازی کرد.

he purged all but 26 of the central committee members.

او همه به جز 26 عضو کمیته مرکزی را اخراج کرد.

a cold air blower purges residual solvents from the body.

دمنده هوا سرد، حلال‌های باقیمانده را از بدنه پاک می‌کند.

He purged his enemies from the Party.

او دشمنان خود را از حزب اخراج کرد.

If using a split/splitless inlet, check that the purge valve is ON.

اگر از ورودی تقسیم/بدون تقسیم استفاده می کنید، بررسی کنید که شیر تخلیه روشن باشد.

The mayoral candidate has promised to purge the police department.

نامزد شهرداری قول داده است که پلیس را پاکسازی کند.

The new president carried out a purge of disloyal army officers.

رئیس جمهور جدید پاکسازی افسران ارتش خائن را انجام داد.

Bob had helped purge Martha of the terrible guilt that had haunted her.

باب به مارتا کمک کرد تا از گناه وحشتناکی که او را آزار می‌داد، پاکسازی کند.

It is certainly faultful for entering kidney to purge the fire in kidney and makes kidney failure quickly.

قطعا وارد کردن کلیه برای پاکسازی آتش در کلیه و ایجاد سریع نارسایی کلیه خطرناک است.

The only wizarding hospital we know of,St. Mungo's is located behind the facade of Purge and Dowse, Ltd.in London.

تنها بیمارستان جادویی که ما می‌دانیم، سنت مانگو، پشت نمای ظاهری شرکت پاکسازی و تشخیص، در لندن واقع شده است.

The only wizarding hospital we know of, St. Mungo's is located behind the facade of Purge and Dowse, Ltd., in London (more...

تنها بیمارستان جادویی که ما می‌دانیم، سنت مانگو، پشت نمای ظاهری شرکت پاکسازی و تشخیص، در لندن واقع شده است (بیشتر...

The last play concerns the punishment of Orestes at the hands of the Furies, or Erinyes, the goddesses who purge him of the sin of matricide.

نمایشنامه آخر به مجازات اورستس به دست خشمگینان یا ارینیزها، الهه‌هایی که او را از گناه قتل مادرش پاک می‌کنند، می‌پردازد.

Indications:Clear away heat, eliminate dampness, purge pathogenic fire, put out steam, detoxicate and cure furuncles.

موارد کاربرد: دفع حرارت، از بین بردن رطوبت، دفع آتش پاتوژنیک، خاموش کردن بخار، سم‌زدایی و درمان جوش.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید