competitors

[ایالات متحده]/kəmˈpɛtɪtəz/
[بریتانیا]/kəmˈpɛtɪtɚz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی یا نهادهایی که با دیگران رقابت می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

top competitors

رقبای برتر

main competitors

رقبای اصلی

key competitors

رقبای کلیدی

direct competitors

رقبای مستقیم

strong competitors

رقبای قدرتمند

local competitors

رقبای محلی

global competitors

رقبای جهانی

emerging competitors

رقبای نوظهور

notable competitors

رقبای قابل توجه

leading competitors

رقبای پیشرو

جملات نمونه

our competitors are constantly innovating.

رقبای ما به طور مداوم نوآوری می‌کنند.

we need to analyze our competitors' strategies.

ما نیاز داریم استراتژی‌های رقبا را تجزیه و تحلیل کنیم.

competitors often drive market prices down.

رقبا اغلب باعث کاهش قیمت‌های بازار می‌شوند.

it's essential to understand what competitors are offering.

درک آنچه رقبا ارائه می‌دهند ضروری است.

our competitors have launched a new product line.

رقبای ما یک خط تولید جدید را عرضه کرده‌اند.

we must differentiate ourselves from our competitors.

ما باید خود را از رقبا متمایز کنیم.

competitors are vying for the same market share.

رقبا برای به دست گرفتن سهم بازار یکسان رقابت می‌کنند.

monitoring competitors can give us a competitive edge.

نظارت بر رقبا می‌تواند به ما برتری رقابتی بدهد.

our competitors have a strong presence in the industry.

رقبای ما حضور قوی در صنعت دارند.

we should not underestimate our competitors' capabilities.

ما نباید توانایی‌های رقبا را دست کم بگیریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید