quits

[ایالات متحده]/kwɪts/
[بریتانیا]/kwɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طور متقابل حل شده; متعادل

عبارات و ترکیب‌ها

call it quits

تسلیم شدن

at quits

در زمان تسلیم

no quits

بدون تسلیم

go quits

تسلیم شو

on the quits

در زمان تسلیم

جملات نمونه

to be quits with someone

تسویه حساب با کسی

We are quits now.

ما اکنون تسویه حساب کردیم.

Death quits all scores.

مرگ تمام امتیازها را برابر می‌کند.

I am finally quits with the loan.

من بالاخره بدهی را تسویه کردم.

I think we're just about quits now, don't you?.

فکر می‌کنم تقریباً به تساوی رسیده‌ایم، شما نمی‌دانید؟

If I give you this £10, then we’re quits, aren’t we?

اگر این 10 پوند را به شما بدهم، ما تساوی داریم، اینطور نیست؟

surely, after covering eleven wars, he could be forgiven for calling it quits?.

مطمئناً، بعد از پوشش یازده جنگ، او را می‌توان بخشید که آن را کنار گذاشته است؟

I know I upset you, but you said some nasty things to me too. Can’t we just call it quits and try to forget it?

می‌دانم که شما را ناراحت کردم، اما شما هم حرف‌های بدی به من گفتید. نمی‌توانیم آن را کنار بگذاریم و سعی کنیم فراموش کنیم؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید