quizzed me
من را پرسش کردند
being quizzed
در حال پرسش شدن
quizzed him
او را پرسش کردند
quizzed thoroughly
به طور کامل پرسش کردند
quizzed her
او را پرسش کردند
quizzed closely
به طور نزدیک پرسش کردند
they quizzed
آنها پرسش کردند
quizzed students
دانشجویان را پرسش کردند
quizzed sharply
به طور حاد پرسش کردند
quizzed politely
به طور لطیف پرسش کردند
the students were quizzed on the material they had studied.
دانشآموزان درباره مطالبی که مطالعه کرده بودند آزمایش شدند.
he quizzed me about my weekend plans.
او من را درباره برنامههای ایام پایان هفتهام آزمایش کرد.
the interviewer quizzed her on her experience.
مقابلهگر او را درباره تجربیاتش آزمایش کرد.
i quizzed my brother about his new job.
من برادرم را درباره شغل جدیدش آزمایش کردم.
the professor quizzed us on the key concepts.
پروفسور ما را درباره مفاهیم کلیدی آزمایش کرد.
she quizzed the team about the project's progress.
او تیم را درباره پیشرفت پروژه آزمایش کرد.
the children were quizzed about their favorite animals.
کودکان درباره حیوانات مورد علاقهشان آزمایش شدند.
he quizzed himself on vocabulary words.
او خودش را درباره کلمات لексیکال آزمایش کرد.
the reporter quizzed the politician on the issue.
گزارشگر سیاستمدار را درباره این مسئله آزمایش کرد.
we were quizzed thoroughly on the historical events.
ما درباره رویدادهای تاریخی به طور کامل آزمایش شدیم.
the teacher quizzed the class on grammar rules.
معلم کلاس را درباره قواعد گرامر آزمایش کرد.
quizzed me
من را پرسش کردند
being quizzed
در حال پرسش شدن
quizzed him
او را پرسش کردند
quizzed thoroughly
به طور کامل پرسش کردند
quizzed her
او را پرسش کردند
quizzed closely
به طور نزدیک پرسش کردند
they quizzed
آنها پرسش کردند
quizzed students
دانشجویان را پرسش کردند
quizzed sharply
به طور حاد پرسش کردند
quizzed politely
به طور لطیف پرسش کردند
the students were quizzed on the material they had studied.
دانشآموزان درباره مطالبی که مطالعه کرده بودند آزمایش شدند.
he quizzed me about my weekend plans.
او من را درباره برنامههای ایام پایان هفتهام آزمایش کرد.
the interviewer quizzed her on her experience.
مقابلهگر او را درباره تجربیاتش آزمایش کرد.
i quizzed my brother about his new job.
من برادرم را درباره شغل جدیدش آزمایش کردم.
the professor quizzed us on the key concepts.
پروفسور ما را درباره مفاهیم کلیدی آزمایش کرد.
she quizzed the team about the project's progress.
او تیم را درباره پیشرفت پروژه آزمایش کرد.
the children were quizzed about their favorite animals.
کودکان درباره حیوانات مورد علاقهشان آزمایش شدند.
he quizzed himself on vocabulary words.
او خودش را درباره کلمات لексیکال آزمایش کرد.
the reporter quizzed the politician on the issue.
گزارشگر سیاستمدار را درباره این مسئله آزمایش کرد.
we were quizzed thoroughly on the historical events.
ما درباره رویدادهای تاریخی به طور کامل آزمایش شدیم.
the teacher quizzed the class on grammar rules.
معلم کلاس را درباره قواعد گرامر آزمایش کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید