| جمع | quotas |
annual quota
سهم سالانه
import quota
سهمیه واردات
quotas and limitations
سهمها و محدودیتها
quota system
سیستم سهم
quota management
مدیریت سهم
above quota
بالاتر از سهم
export quota
سهم صادرات
production quota
سهم تولید
tariff quota
سهم تعرفهای
quota control
کنترل سهم
sales quota
سهم فروش
credit quota
سهم اعتباری
an Irishman with a double ration of blarney and a treble quota of charm.
یک ایرلندی با سهمیه مضاعف از خوشگویی و سهمیه سه گانه از جذابیت.
Each has his quota of work for the day.
هر کس سهمی از کار برای آن روز دارد.
A restricted import quota was set for meat products.
یک سهمیه واردات محدود برای محصولات گوشتی تعیین شد.
he overfulfilled the quota by forty per cent.
او سهمیه را چهل درصد فراتر از حد مقرر تکمیل کرد.
the removal of entry quotas encouraged young people to enter universities.
حذف سهمیه های ورود، جوانان را به ورود به دانشگاه ها تشویق کرد.
No boat is allowed to catch more than its quota of fish.
هیچ قایقی مجاز به صید بیشتر از سهمیه ماهی خود نیست.
The government set a quota on the annual number of immigrants from Italy.
دولت سهمیه سالانه مهاجران از ایتالیا را تعیین کرد.
charges and countercharges concerning producers, quotas, and affidavits.
اتهامات و متهمات مربوط به تولیدکنندگان، سهمیه ها و اظهارنامه ها.
the country may be exceeding its OPEC quota of 1,100,000 barrels of oil per day.
به نظر می رسد کشور بیش از سهمیه اوپک خود به میزان 1,100,000 بشکه نفت در روز فراتر می رود.
they were arrested to help fill the quota of arrests the security police had to make during the crackdown.
آنها دستگیر شدند تا به تکمیل سهمیه دستگیری هایی که پلیس امنیتی باید در جریان سرکوب انجام دهد، کمک کنند.
They also face falling roundwood quotas from pulp and paper factories, slowing peeler log demand, declining sawlog exports and increasing difficulty securing lines of credit.
آنها همچنین با کاهش سهمیه چوب گرد در کارخانههای خمیر و کاغذ، کاهش تقاضای برای لاگهای پوستکنده، کاهش صادرات لاگهای نردی و افزایش دشواری در تأمین خطوط اعتباری مواجه هستند.
Nor need we here examine the effect of import quotas, exchange controls, bilateralism and other means of reducing, diverting or preventing international trade.
ما نیازی نیست که در اینجا به بررسی اثر سهمیه های واردات، کنترل های ارزی، دو جانبه گرایی و سایر روش های کاهش، انحراف یا جلوگیری از تجارت بین المللی بپردازیم.
They got more quota than I did.
آنها سهمیه بیشتری نسبت به من داشتند.
منبع: VOA Standard English_LifePerhaps they had already reached the 2017 quota.
شاید آنها قبلاً به سهمیه 2017 رسیده بودند.
منبع: VOA Daily Standard February 2017 CollectionFirms that pollute beyond their quota must buy credits.
شرکتهایی که فراتر از سهمیه خود آلودگی میکنند باید اعتبار خریداری کنند.
منبع: The Economist - InternationalIndividuals with siblings have the option to share this deduction quota.
افرادی که خواهر یا برادر دارند این امکان را دارند که این سهمیه کسر را با آنها به اشتراک بگذارند.
منبع: Intermediate English short passageThe other 50% will be part of next year's import quotas.
50 درصد دیگر بخشی از سهمیه واردات سال آینده خواهد بود.
منبع: New Cambridge Business English (Elementary)So I was very fast I always made sure that I made a quota.
من خیلی سریع بودم، همیشه مطمئن میشدم که سهمیهای را کسب کنم.
منبع: CNN 10 Student English April 2023 CompilationThe Japanese fisheries agency set a quota for killing 227 whales every six months.
آژانس شیلات ژاپن سهمیهای برای کشتن 227 نهنگ در هر شش ماه تعیین کرد.
منبع: The Chronicles of Novel EventsCharles Schwab had a mill manager whose people weren't producing their quota of work.
چارلز شوآب مدیر کارخانه ای داشت که افرادش نتوانستند سهمیه کاری خود را تولید کنند.
منبع: The Weaknesses of Human Nature (Part 2)I assume we'll deduct any extra time we spend together at work from our weekly quota.
من حدس میزنم هر زمان اضافی که در محل کار با هم سپری میکنیم را از سهمیه هفتگی خود کسر خواهیم کرد.
منبع: The Big Bang Theory Season 7Don't worry about my quota. I do very well.
نگران سهمیه من نباشید. من خیلی خوبم.
منبع: Classic moviesannual quota
سهم سالانه
import quota
سهمیه واردات
quotas and limitations
سهمها و محدودیتها
quota system
سیستم سهم
quota management
مدیریت سهم
above quota
بالاتر از سهم
export quota
سهم صادرات
production quota
سهم تولید
tariff quota
سهم تعرفهای
quota control
کنترل سهم
sales quota
سهم فروش
credit quota
سهم اعتباری
an Irishman with a double ration of blarney and a treble quota of charm.
یک ایرلندی با سهمیه مضاعف از خوشگویی و سهمیه سه گانه از جذابیت.
Each has his quota of work for the day.
هر کس سهمی از کار برای آن روز دارد.
A restricted import quota was set for meat products.
یک سهمیه واردات محدود برای محصولات گوشتی تعیین شد.
he overfulfilled the quota by forty per cent.
او سهمیه را چهل درصد فراتر از حد مقرر تکمیل کرد.
the removal of entry quotas encouraged young people to enter universities.
حذف سهمیه های ورود، جوانان را به ورود به دانشگاه ها تشویق کرد.
No boat is allowed to catch more than its quota of fish.
هیچ قایقی مجاز به صید بیشتر از سهمیه ماهی خود نیست.
The government set a quota on the annual number of immigrants from Italy.
دولت سهمیه سالانه مهاجران از ایتالیا را تعیین کرد.
charges and countercharges concerning producers, quotas, and affidavits.
اتهامات و متهمات مربوط به تولیدکنندگان، سهمیه ها و اظهارنامه ها.
the country may be exceeding its OPEC quota of 1,100,000 barrels of oil per day.
به نظر می رسد کشور بیش از سهمیه اوپک خود به میزان 1,100,000 بشکه نفت در روز فراتر می رود.
they were arrested to help fill the quota of arrests the security police had to make during the crackdown.
آنها دستگیر شدند تا به تکمیل سهمیه دستگیری هایی که پلیس امنیتی باید در جریان سرکوب انجام دهد، کمک کنند.
They also face falling roundwood quotas from pulp and paper factories, slowing peeler log demand, declining sawlog exports and increasing difficulty securing lines of credit.
آنها همچنین با کاهش سهمیه چوب گرد در کارخانههای خمیر و کاغذ، کاهش تقاضای برای لاگهای پوستکنده، کاهش صادرات لاگهای نردی و افزایش دشواری در تأمین خطوط اعتباری مواجه هستند.
Nor need we here examine the effect of import quotas, exchange controls, bilateralism and other means of reducing, diverting or preventing international trade.
ما نیازی نیست که در اینجا به بررسی اثر سهمیه های واردات، کنترل های ارزی، دو جانبه گرایی و سایر روش های کاهش، انحراف یا جلوگیری از تجارت بین المللی بپردازیم.
They got more quota than I did.
آنها سهمیه بیشتری نسبت به من داشتند.
منبع: VOA Standard English_LifePerhaps they had already reached the 2017 quota.
شاید آنها قبلاً به سهمیه 2017 رسیده بودند.
منبع: VOA Daily Standard February 2017 CollectionFirms that pollute beyond their quota must buy credits.
شرکتهایی که فراتر از سهمیه خود آلودگی میکنند باید اعتبار خریداری کنند.
منبع: The Economist - InternationalIndividuals with siblings have the option to share this deduction quota.
افرادی که خواهر یا برادر دارند این امکان را دارند که این سهمیه کسر را با آنها به اشتراک بگذارند.
منبع: Intermediate English short passageThe other 50% will be part of next year's import quotas.
50 درصد دیگر بخشی از سهمیه واردات سال آینده خواهد بود.
منبع: New Cambridge Business English (Elementary)So I was very fast I always made sure that I made a quota.
من خیلی سریع بودم، همیشه مطمئن میشدم که سهمیهای را کسب کنم.
منبع: CNN 10 Student English April 2023 CompilationThe Japanese fisheries agency set a quota for killing 227 whales every six months.
آژانس شیلات ژاپن سهمیهای برای کشتن 227 نهنگ در هر شش ماه تعیین کرد.
منبع: The Chronicles of Novel EventsCharles Schwab had a mill manager whose people weren't producing their quota of work.
چارلز شوآب مدیر کارخانه ای داشت که افرادش نتوانستند سهمیه کاری خود را تولید کنند.
منبع: The Weaknesses of Human Nature (Part 2)I assume we'll deduct any extra time we spend together at work from our weekly quota.
من حدس میزنم هر زمان اضافی که در محل کار با هم سپری میکنیم را از سهمیه هفتگی خود کسر خواهیم کرد.
منبع: The Big Bang Theory Season 7Don't worry about my quota. I do very well.
نگران سهمیه من نباشید. من خیلی خوبم.
منبع: Classic moviesلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید