quotas

[ایالات متحده]/ˈkwəʊtəʊz/
[بریتانیا]/ˈkwoʊtəz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (رسمی) سهم یا مقدار ثابت تخصیص یافته به یک گروه یا فرد؛ محدودیت‌ها یا سهم‌های تخصیص یافته به افراد یا گروه‌ها
v. برای توزیع یا تخصیص یک سهم ثابت

عبارات و ترکیب‌ها

set quotas

تعیین سهمیه‌ها

meet quotas

رسیدن به سهمیه‌ها

quota limits

محدودیت‌های سهمیه

quota system

سیستم سهمیه

quota allocation

تخصیص سهمیه

quota management

مدیریت سهمیه

quota compliance

رعایت سهمیه

adjust quotas

تنظیم سهمیه‌ها

quota requirements

الزامات سهمیه

quota restrictions

محدودیت‌های سهمیه

جملات نمونه

many companies have set quotas for employee performance.

بسیاری از شرکت‌ها سهمیه‌هایی برای عملکرد کارکنان تعیین کرده‌اند.

the government imposed quotas on carbon emissions.

دولت سهمیه‌هایی برای انتشار کربن وضع کرد.

students must meet their academic quotas to graduate.

دانشجویان باید سهمیه‌های تحصیلی خود را برای فارغ‌التحصیلی برآورده کنند.

sales quotas can motivate employees to achieve better results.

سهمیه‌های فروش می‌توانند به کارکنان انگیزه دهند تا نتایج بهتری کسب کنند.

we need to review the quotas for next quarter.

ما باید سهمیه‌ها را برای سه‌ماهه آینده بررسی کنیم.

quota systems help manage resources effectively.

سیستم‌های سهمیه به مدیریت مؤثر منابع کمک می‌کنند.

some countries have quotas for foreign workers.

برخی از کشورها سهمیه‌هایی برای کارگران خارجی دارند.

meeting production quotas is crucial for our business.

برآورده کردن سهمیه‌های تولید برای کسب و کار ما بسیار مهم است.

they are discussing new quotas for agricultural products.

آنها در مورد سهمیه‌های جدید برای محصولات کشاورزی بحث می‌کنند.

quota allocation can sometimes lead to disputes.

تخصیص سهمیه گاهی اوقات می‌تواند منجر به اختلافات شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید