racecourse

[ایالات متحده]/'reɪskɔːs/
[بریتانیا]/'reskɔrs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیست برای مسابقات اسب‌دوانی، پیست مسابقه، مکان برای رویدادهای مسابقه.
Word Forms

جملات نمونه

a steward at a racecourse

مدیر در یک پیست مسابقه

The jockeys are preparing for the race at the racecourse.

اسب‌سواران برای مسابقه در پیست مسابقه آماده می‌شوند.

Spectators cheer loudly at the racecourse.

تماشاگران با صدای بلند در پیست مسابقه تشویق می‌کنند.

The racecourse is hosting a championship event next week.

پیست مسابقه هفته آینده میزبان یک رویداد قهرمانی است.

Horses gallop around the racecourse during the race.

در طول مسابقه، اسب‌ها در پیست مسابقه به سرعت می‌گذرند.

The racecourse is a popular venue for horse racing enthusiasts.

پیست مسابقه یک مکان محبوب برای علاقه‌مندان به مسابقات اسب‌دوانی است.

The racecourse has a grandstand for spectators to watch the races.

پیست مسابقه دارای یک سکوی تماشاچی برای تماشاگران برای تماشای مسابقات است.

Owners bring their horses to the racecourse for competitions.

صاحبان اسب‌های خود را برای مسابقات به پیست مسابقه می‌آورند.

The racecourse is located in a picturesque countryside setting.

پیست مسابقه در یک محیط روستایی زیبا واقع شده است.

Trainers work closely with jockeys at the racecourse.

مربیان به طور نزدیک با اسب‌سواران در پیست مسابقه کار می‌کنند.

The racecourse has a turf track for the horses to race on.

پیست مسابقه دارای یک مسیر چمن برای اسب‌ها برای مسابقه دادن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید