| جمع | racetracks |
a lap of a racetrack
یک دور از پیست مسابقه
The turns on the racetrack were steeply banked.
پیچهای پیست مسابقه شیب تند داشتند.
"an habitue of the racetrack";
"یک مشتری دائمی پیست مسابقه";
a racetrack czar; an energy czar.
یک رهبر مسابقه؛ یک رهبر انرژی
The racetrack was buzzing with excitement as the horses thundered past.
پیست مسابقه مملو از هیجان بود زیرا اسبها با سرعت زیاد از کنار آن عبور میکردند.
He placed a bet on the winning horse at the racetrack.
او روی اسب برنده در پیست مسابقه شرط بندی کرد.
The racetrack is known for hosting thrilling races every weekend.
پیست مسابقه به برگزاری مسابقات هیجان انگیز هر هفته معروف است.
The jockey guided the horse skillfully around the racetrack.
اسبسوار به طور ماهرانه اسب را در اطراف پیست مسابقه هدایت کرد.
Spectators cheered loudly as the horses sprinted down the racetrack.
تماشاگران با صدای بلند تشویق کردند زیرا اسبها در پیست مسابقه با سرعت دویدند.
The racetrack was meticulously maintained to ensure the safety of the horses and jockeys.
پیست مسابقه به دقت نگهداری می شد تا از ایمنی اسب ها و اسب سواران اطمینان حاصل شود.
Fans gathered at the racetrack to witness the thrilling finish of the race.
هواداران در پیست مسابقه جمع شدند تا پایان هیجان انگیز مسابقه را تماشا کنند.
The racetrack featured state-of-the-art facilities for both the horses and spectators.
پیست مسابقه دارای امکانات پیشرفته برای اسب ها و تماشاچیان بود.
The racetrack was surrounded by colorful banners and flags fluttering in the wind.
پیست مسابقه احاطه شده بود توسط بنرها و پرچم های رنگارنگ که در باد به رقص درآمده بودند.
The racetrack is a popular venue for horse racing enthusiasts to gather and enjoy the sport.
پیست مسابقه یک مکان محبوب برای جمع شدن و لذت بردن از این ورزش برای علاقه مندان به مسابقات اسب دوانی است.
36-year-old jockey injured in a fall at the racetrack.
سوژنی 36 ساله در اثر سقوط در پیست مسابقه مجروح شد.
منبع: Canadian drama "Saving Hope" Season 1But several more allow them only on boats or at racetracks.
اما موارد بیشتری وجود دارند که فقط به آنها اجازه استفاده از قایق یا پیست مسابقه را می دهند.
منبع: The Economist - InternationalIn a restaurant, in a rainforest, on a racetrack or on a runway.
در یک رستوران، در یک جنگل بارانی، در یک پیست مسابقه یا در یک باند فرودگاه.
منبع: CNN 10 Student English August 2020 CompilationAnd racetrack designs create a loop that exposes customers to a certain path of product.
و طرح های پیست مسابقه یک حلقه ایجاد می کند که مشتریان را در معرض مسیر خاصی از محصول قرار می دهد.
منبع: Popular Science EssaysMaybe they go to the racetrack, and they race real cars and stuff like that.
شاید آنها به پیست مسابقه بروند و ماشین های واقعی و اینها را مسابقه دهند.
منبع: VOA Standard English_ TechnologyThe athletes even give each other a helping hand around the 23km Nurburgring racetrack in Germany.
حتی ورزشکاران به یکدیگر کمک می کنند تا در اطراف پیست نوربرگرینگ 23 کیلومتری در آلمان.
منبع: BBC News VocabularyNow, if you're going 130,140, you're at a racetrack, you're at drag race, they're very important.
حالا، اگر با سرعت 130، 140 در حال رانندگی هستید، در یک پیست مسابقه هستید، در یک مسابقه درگ هستید، آنها بسیار مهم هستند.
منبع: Connection MagazineMonmouth Park racetrack said that its plan to accept bets beginning on Sunday but that's now on hold.?
پیست مسابقه مونماوت پارک گفت که برنامه آنها برای پذیرش شرط بندی از یکشنبه آینده به حالت تعلیق درآمده است.
منبع: NPR News October 2014 CompilationThe Speedway is a very large racetrack.
اسپیدوی یک پیست مسابقه بسیار بزرگ است.
منبع: 2009 English CafeToday we visit the Gulfstream racetrack to see how all of this is playing out.
امروز از پیست گلف استریم بازدید می کنیم تا ببینیم همه اینها چگونه در حال پیشرفت است.
منبع: Financial Times Podcasta lap of a racetrack
یک دور از پیست مسابقه
The turns on the racetrack were steeply banked.
پیچهای پیست مسابقه شیب تند داشتند.
"an habitue of the racetrack";
"یک مشتری دائمی پیست مسابقه";
a racetrack czar; an energy czar.
یک رهبر مسابقه؛ یک رهبر انرژی
The racetrack was buzzing with excitement as the horses thundered past.
پیست مسابقه مملو از هیجان بود زیرا اسبها با سرعت زیاد از کنار آن عبور میکردند.
He placed a bet on the winning horse at the racetrack.
او روی اسب برنده در پیست مسابقه شرط بندی کرد.
The racetrack is known for hosting thrilling races every weekend.
پیست مسابقه به برگزاری مسابقات هیجان انگیز هر هفته معروف است.
The jockey guided the horse skillfully around the racetrack.
اسبسوار به طور ماهرانه اسب را در اطراف پیست مسابقه هدایت کرد.
Spectators cheered loudly as the horses sprinted down the racetrack.
تماشاگران با صدای بلند تشویق کردند زیرا اسبها در پیست مسابقه با سرعت دویدند.
The racetrack was meticulously maintained to ensure the safety of the horses and jockeys.
پیست مسابقه به دقت نگهداری می شد تا از ایمنی اسب ها و اسب سواران اطمینان حاصل شود.
Fans gathered at the racetrack to witness the thrilling finish of the race.
هواداران در پیست مسابقه جمع شدند تا پایان هیجان انگیز مسابقه را تماشا کنند.
The racetrack featured state-of-the-art facilities for both the horses and spectators.
پیست مسابقه دارای امکانات پیشرفته برای اسب ها و تماشاچیان بود.
The racetrack was surrounded by colorful banners and flags fluttering in the wind.
پیست مسابقه احاطه شده بود توسط بنرها و پرچم های رنگارنگ که در باد به رقص درآمده بودند.
The racetrack is a popular venue for horse racing enthusiasts to gather and enjoy the sport.
پیست مسابقه یک مکان محبوب برای جمع شدن و لذت بردن از این ورزش برای علاقه مندان به مسابقات اسب دوانی است.
36-year-old jockey injured in a fall at the racetrack.
سوژنی 36 ساله در اثر سقوط در پیست مسابقه مجروح شد.
منبع: Canadian drama "Saving Hope" Season 1But several more allow them only on boats or at racetracks.
اما موارد بیشتری وجود دارند که فقط به آنها اجازه استفاده از قایق یا پیست مسابقه را می دهند.
منبع: The Economist - InternationalIn a restaurant, in a rainforest, on a racetrack or on a runway.
در یک رستوران، در یک جنگل بارانی، در یک پیست مسابقه یا در یک باند فرودگاه.
منبع: CNN 10 Student English August 2020 CompilationAnd racetrack designs create a loop that exposes customers to a certain path of product.
و طرح های پیست مسابقه یک حلقه ایجاد می کند که مشتریان را در معرض مسیر خاصی از محصول قرار می دهد.
منبع: Popular Science EssaysMaybe they go to the racetrack, and they race real cars and stuff like that.
شاید آنها به پیست مسابقه بروند و ماشین های واقعی و اینها را مسابقه دهند.
منبع: VOA Standard English_ TechnologyThe athletes even give each other a helping hand around the 23km Nurburgring racetrack in Germany.
حتی ورزشکاران به یکدیگر کمک می کنند تا در اطراف پیست نوربرگرینگ 23 کیلومتری در آلمان.
منبع: BBC News VocabularyNow, if you're going 130,140, you're at a racetrack, you're at drag race, they're very important.
حالا، اگر با سرعت 130، 140 در حال رانندگی هستید، در یک پیست مسابقه هستید، در یک مسابقه درگ هستید، آنها بسیار مهم هستند.
منبع: Connection MagazineMonmouth Park racetrack said that its plan to accept bets beginning on Sunday but that's now on hold.?
پیست مسابقه مونماوت پارک گفت که برنامه آنها برای پذیرش شرط بندی از یکشنبه آینده به حالت تعلیق درآمده است.
منبع: NPR News October 2014 CompilationThe Speedway is a very large racetrack.
اسپیدوی یک پیست مسابقه بسیار بزرگ است.
منبع: 2009 English CafeToday we visit the Gulfstream racetrack to see how all of this is playing out.
امروز از پیست گلف استریم بازدید می کنیم تا ببینیم همه اینها چگونه در حال پیشرفت است.
منبع: Financial Times Podcastلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید