sidewalk

[ایالات متحده]/'saɪdwɔːk/
[بریتانیا]/'saɪdwɔk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مسیری با سطح سخت در کنار جاده برای پیاده‌روی مردم، که جاده را از ساختمان‌ها جدا می‌کند.
Word Forms
جمعsidewalks

عبارات و ترکیب‌ها

sidewalk pavement

کفپوش پیادهرو

sidewalk construction

ساختمان پیادهرو

sidewalk maintenance

نگهداری پیادهرو

cracked sidewalk

پیادهرو ترک خورده

sidewalk obstruction

انسداد پیادهرو

wide sidewalk

پیادهرو پهن

جملات نمونه

The sidewalk froze and heaved.

کف خیابان یخ زد و تاب خورد.

Mind the icy sidewalk!

مراقب پیاده‌روی یخی باشید!

A sidewalk three feet broad.

یک پیاده‌رو با عرض سه فوت.

a sidewalk fruit stand; sidewalk chalk artists.

میوه فروشی کنار پیاده‌رو؛ هنرمندان گچ‌کار کنار پیاده‌رو.

rolled down the sidewalk on their scooters.

روی اسکیت‌شان در امتداد پیاده‌رو چرخیدند.

tore up the sidewalk to add a drain.

برای اضافه کردن یک زهکشی، پیاده‌رو را از هم گسست.

The sidewalk is very uneven—be careful where you walk.

پیاده‌رو بسیار ناهموار است - مراقب باشید کجا راه می‌روید.

they were spray-painting sidewalks and buildings.

آنها در حال رنگ کردن پیاده‌روها و ساختمان‌ها بودند.

sidewalks slick with ice.See Synonyms at sleek

پیاده‌روهایی که سطح آنها به دلیل یخ لغزنده بود. به مترادف‌ها در sleek مراجعه کنید.

sidewalks covered with a dusting of new snow.

پیاده‌روها پوشیده از یک لایه نازک برف تازه.

The children squared off the sidewalk to play hopscotch.

کودکان برای بازی hopscotch، پیاده‌رو را مربع کردند.

Gerta and Gillie ran down the sidewalk with some other children in a game of hide-and-seek.

گرتا و گیلی با چند کودک دیگر در یک بازی قایم‌موشکک در پیاده‌رو دویدند.

The walk up Fifth Avenue through the slush of the sidewalks and the dankness of the air had tired him.

پیاده‌روی در خیابان پنجم از میان گل و لای پیاده‌روها و هوای مرطوب او را خسته کرده بود.

Shameless hilarity in restaurants, malls, on the sidewalk -- a private world of absurdity and delight, in love with the ridiculousness of the world and each other.

خنده های بی شرمتی در رستوران ها، مراکز خرید، در پیاده رو - دنیای خصوصی پوچی و لذت، عاشق مضحک بودن جهان و یکدیگر.

Though the sidewalks were jammed, the faces she saw were as unfamiliar as the signs overhead, new people, many rough-looking men and tawdrily dressed women.

اگرچه پیاده‌روها شلوغ بودند، چهره‌هایی که می‌دید، به اندازه تابلوهای بالای سرشان ناآشنا بودند، افراد جدید، بسیاری از مردان با ظاهری نامرتب و زنانی که به طرز زننده‌ای لباس پوشیده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید