| جمع | railleries |
light raillery
خوشمزهگویی ملایم
gentle raillery
خوشمزهگویی آرام
friendly raillery
خوشمزهگویی دوستانه
playful raillery
خوشمزهگویی بازیگوشانه
good-natured raillery
خوشمزهگویی با طبیعت خوب
witty raillery
خوشمزهگویی باهوش
sharp raillery
خوشمزهگویی تند
subtle raillery
خوشمزهگویی ظریف
sarcastic raillery
خوشمزهگویی طعنهآمیز
mocking raillery
خوشمزهگویی مسخره
his raillery was meant to lighten the mood at the party.
تمسخر او قرار بود فضایی شاداب در مهمانی ایجاد کند.
she took his raillery in good spirits.
او تمسخر او را با روحیه خوب پذیرفت.
there was a friendly raillery among the teammates.
در میان همتیمیها، تمسخر دوستانهای وجود داشت.
his raillery often crossed the line into mockery.
تمسخر او اغلب از مرز شوخی فراتر رفت و به تمسخر تبدیل شد.
she enjoyed the playful raillery of her friends.
او از تمسخر بازیگوشانه دوستانش لذت میبرد.
raillery can sometimes be misunderstood as sarcasm.
گاهی اوقات ممکن است تمسخر به اشتباه به عنوان طعنه درک شود.
his raillery was a sign of affection.
تمسخر او نشانهای از محبت بود.
they engaged in light raillery during the meeting.
آنها در طول جلسه به تمسخرهای سبک دست زدند.
the raillery between them showed their close friendship.
تمسخر بین آنها نشان دهنده دوستی نزدیک آنها بود.
her raillery was always good-natured and fun.
تمسخر او همیشه با طبیعت خوب و سرگرم کننده بود.
light raillery
خوشمزهگویی ملایم
gentle raillery
خوشمزهگویی آرام
friendly raillery
خوشمزهگویی دوستانه
playful raillery
خوشمزهگویی بازیگوشانه
good-natured raillery
خوشمزهگویی با طبیعت خوب
witty raillery
خوشمزهگویی باهوش
sharp raillery
خوشمزهگویی تند
subtle raillery
خوشمزهگویی ظریف
sarcastic raillery
خوشمزهگویی طعنهآمیز
mocking raillery
خوشمزهگویی مسخره
his raillery was meant to lighten the mood at the party.
تمسخر او قرار بود فضایی شاداب در مهمانی ایجاد کند.
she took his raillery in good spirits.
او تمسخر او را با روحیه خوب پذیرفت.
there was a friendly raillery among the teammates.
در میان همتیمیها، تمسخر دوستانهای وجود داشت.
his raillery often crossed the line into mockery.
تمسخر او اغلب از مرز شوخی فراتر رفت و به تمسخر تبدیل شد.
she enjoyed the playful raillery of her friends.
او از تمسخر بازیگوشانه دوستانش لذت میبرد.
raillery can sometimes be misunderstood as sarcasm.
گاهی اوقات ممکن است تمسخر به اشتباه به عنوان طعنه درک شود.
his raillery was a sign of affection.
تمسخر او نشانهای از محبت بود.
they engaged in light raillery during the meeting.
آنها در طول جلسه به تمسخرهای سبک دست زدند.
the raillery between them showed their close friendship.
تمسخر بین آنها نشان دهنده دوستی نزدیک آنها بود.
her raillery was always good-natured and fun.
تمسخر او همیشه با طبیعت خوب و سرگرم کننده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید