rancorously

[ایالات متحده]/ˈræŋkərəsli/
[بریتانیا]/ˈræŋkərəsli/

ترجمه

adv. به صورت خصومت‌آمیز؛ با نفرت یا نیت بد

عبارات و ترکیب‌ها

argued rancorously

با خشونت و نفرت می‌کنند

attacked rancorously

با خشونت و نفرت حمله می‌کنند

responded rancorously

با خشونت و نفرت پاسخ می‌دهند

criticized rancorously

با خشونت و نفرت انتقاد می‌کنند

complained rancorously

با خشونت و نفرت شکایت می‌کنند

spoke rancorously

با خشونت و نفرت می‌گویند

accused rancorously

با خشونت و نفرت متهم می‌کنند

reacted rancorously

با خشونت و نفرت واکنش نشان می‌دهند

behaved rancorously

با خشونت و نفرت رفتار می‌کنند

disputed rancorously

با خشونت و نفرت اختلاف می‌کنند

جملات نمونه

politicians debated the policy rancorously, refusing to find any common ground.

سیاستمداران به طور خصومت‌باری در مورد سیاست بحث کردند و هرگز به یافتن هرگونه زمین مشترک امتناع نکردند.

she rancorously criticized her former colleague during the television interview.

او در طول مصاحبه تلویزیونی به طور خصومت‌باری همکار سابق خود را مورد انتقاد قرار داد.

the two rival companies rancorously disputed the patent rights in court.

دو شرکت رقیب به طور خصومت‌باری در دادگاه در مورد حقوق اختراع بحث کردند.

critics rancorously attacked the director's latest film on social media platforms.

انتقادات به طور خصومت‌باری فیلم جدید کارگردان را در پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی مورد حمله قرار دادند.

the neighbors rancorously argued about their property line for several hours.

همسایه‌ها به طور خصومت‌باری به مدت چند ساعت در مورد مرز ملک خود بحث کردند.

the opposition party rancorously rejected the proposed legislation during the session.

حزب مخالف در جلسه به طور خصومت‌باری قانون پیشنهادی را رد کرد.

employees rancorously complained about the new management policies at the meeting.

کارکنان در جلسه به طور خصومت‌باری در مورد سیاست‌های مدیریت جدید شکایت کردند.

the siblings rancorously fought over their late parents' inheritance.

فرزندان به طور خصومت‌باری در مورد ارث والدین پس از مرگشان مبارزه کردند.

football fans rancorously debated the controversial refereeing decision online.

معشوقان فوتبال به طور خصومت‌باری در مورد تصمیم مربوط به داوری مورد بحث در اینترنت بحث کردند.

the divorced couple rancorously disputed their child custody arrangements through lawyers.

زوج میان‌گذار به طور خصومت‌باری از طریق وکیل‌ها در مورد ترتیب نگهداری از کودک بحث کردند.

environmental groups rancorously opposed the new industrial construction project.

گروه‌های محیط زیست به طور خصومت‌باری به پروژه ساخت صنعتی جدید مخالفت کردند.

the committee rancorously objected to the proposed budget cuts during the hearing.

کمیته در جلسه به طور خصومت‌باری به کاهش بودجه پیشنهادی اعتراض کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید