acrimoniously

[ایالات متحده]/ˌæk.rɪˈmoʊn.i.əs.li/
[بریتانیا]/ˌækrəmənˈiʊsli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز تلخ یا خصمانه؛ با کینه

عبارات و ترکیب‌ها

acrimoniously part ways

جدایی با کینه

acrimoniously disagree

با کینه مخالفت کردن

acrimoniously accused

به طور تند و زننده متهم شد

جملات نمونه

they parted acrimoniously after years of marriage.

آنها پس از سال‌ها زندگی مشترک، با کدورت از هم جدا شدند.

the two rivals left the meeting acrimoniously.

دو رقیب با کدورت جلسه را ترک کردند.

their divorce was finalized acrimoniously.

طلاق آنها با کدورت نهایی شد.

the argument ended acrimoniously, with insults flying back and forth.

بحث با کدورت پایان یافت، با توهین‌هایی که به عقب و جلو پرتاب می‌شدند.

she left the company acrimoniously after a dispute with her boss.

او پس از درگیری با رئیس خود، به طور کدورآمیز شرکت را ترک کرد.

the two friends fell out acrimoniously over money.

دو دوست به دلیل پول با کدورت از هم جدا شدند.

the negotiations broke down acrimoniously, with no agreement reached.

مذاکرات به دلیل عدم دستیابی به توافق، به طور کدورآمیز شکست خورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید