acrimoniously part ways
جدایی با کینه
acrimoniously disagree
با کینه مخالفت کردن
acrimoniously accused
به طور تند و زننده متهم شد
they parted acrimoniously after years of marriage.
آنها پس از سالها زندگی مشترک، با کدورت از هم جدا شدند.
the two rivals left the meeting acrimoniously.
دو رقیب با کدورت جلسه را ترک کردند.
their divorce was finalized acrimoniously.
طلاق آنها با کدورت نهایی شد.
the argument ended acrimoniously, with insults flying back and forth.
بحث با کدورت پایان یافت، با توهینهایی که به عقب و جلو پرتاب میشدند.
she left the company acrimoniously after a dispute with her boss.
او پس از درگیری با رئیس خود، به طور کدورآمیز شرکت را ترک کرد.
the two friends fell out acrimoniously over money.
دو دوست به دلیل پول با کدورت از هم جدا شدند.
the negotiations broke down acrimoniously, with no agreement reached.
مذاکرات به دلیل عدم دستیابی به توافق، به طور کدورآمیز شکست خورد.
acrimoniously part ways
جدایی با کینه
acrimoniously disagree
با کینه مخالفت کردن
acrimoniously accused
به طور تند و زننده متهم شد
they parted acrimoniously after years of marriage.
آنها پس از سالها زندگی مشترک، با کدورت از هم جدا شدند.
the two rivals left the meeting acrimoniously.
دو رقیب با کدورت جلسه را ترک کردند.
their divorce was finalized acrimoniously.
طلاق آنها با کدورت نهایی شد.
the argument ended acrimoniously, with insults flying back and forth.
بحث با کدورت پایان یافت، با توهینهایی که به عقب و جلو پرتاب میشدند.
she left the company acrimoniously after a dispute with her boss.
او پس از درگیری با رئیس خود، به طور کدورآمیز شرکت را ترک کرد.
the two friends fell out acrimoniously over money.
دو دوست به دلیل پول با کدورت از هم جدا شدند.
the negotiations broke down acrimoniously, with no agreement reached.
مذاکرات به دلیل عدم دستیابی به توافق، به طور کدورآمیز شکست خورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید