rarity

[ایالات متحده]/ˈreərəti/
[بریتانیا]/'rɛrəti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نادر بودن؛ ارزشمندی؛ کمیابی؛ گنجینه‌ها (شکل جمع)
Word Forms
جمعrarities

جملات نمونه

Finding a parking spot in this area is a rarity.

پیدا کردن جای پارک در این منطقه یک ناداری است.

Her talent for playing the piano is a rarity.

مهارت او در نواختن پیانو یک ناداری است.

Experiencing true love is a rarity in today's world.

تجربه عشق واقعی در دنیای امروز یک ناداری است.

His honesty is a rarity in the business world.

صداقت او در دنیای کسب و کار یک ناداری است.

A reliable and trustworthy friend is a rarity.

یک دوست قابل اعتماد و با اعتماد یک ناداری است.

In the fast-paced city life, finding moments of peace and quiet is a rarity.

در زندگی شهری پرمشغله، پیدا کردن لحظاتی از آرامش و سکوت یک ناداری است.

Her kindness and generosity are a rarity in today's society.

مهربانی و سخاوت او در جامعه امروز یک ناداری است.

Having a boss who truly cares about your well-being is a rarity.

داشتن مدیری که واقعاً به سلامتی شما اهمیت می‌دهد یک ناداری است.

An honest politician is considered a rarity by many people.

یک سیاستمدار صادق توسط بسیاری از مردم به عنوان یک ناداری در نظر گرفته می شود.

Finding a job that aligns with your passion and values is a rarity.

پیدا کردن شغلی که با اشتیاق و ارزش های شما همسو باشد یک ناداری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید