scarcity

[ایالات متحده]/ˈskeəsəti/
[بریتانیا]/ˈskersəti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ناکافی؛ کمبود.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

water scarcity

کمی آب

جملات نمونه

scarcity of budgetary resources

کمبود منابع بودجه‌ای

The scarcity of fruit was caused by the drought.

کمی میوه ناشی از خشکسالی بود.

The scarcity of skilled workers is worrying the government.

کمی نیروی کار ماهر باعث نگرانی دولت شده است.

a causal relationship between scarcity of goods and higher prices.

ارتباط علی و معلولی بین کمبود کالاها و افزایش قیمت‌ها

The aerarian auspice appear scarcity and indeterminacy while the other public department ’s effect is enlarged constantly.

اثر بخش دیگر اداره عمومی به طور مداوم بزرگتر می شود در حالی که نشانه‌های اقتصادی کمبود و عدم قطعیت وجود دارد.

They also believe that building skyscrapers helps to solve the problem of the growing scarcity of land in the city.

آنها همچنین معتقدند که ساخت آسمان خراش ها به حل مشکل کمبود زمین در شهر کمک می کند.

Considering the scarcity of the amphibian and reptant medical animals in Shanghai,it is necessary to carry out proper protection and better control and utilize them more rationally.

با توجه به کمیابی حیوانات پزشکی دوزیستان و خزندگان در شانگهای، انجام حفاظت مناسب و کنترل بهتر و استفاده عاقلانه تر از آنها ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید