re-categorize data
دسته بندی مجدد داده ها
re-categorize quickly
دسته بندی مجدد سریع
re-categorize now
دسته بندی مجدد حالا
re-categorized results
نتایج دسته بندی مجدد شده
re-categorize them
دسته بندی مجدد آنها
re-categorize entirely
دسته بندی مجدد کامل
re-categorize further
دسته بندی مجدد بیشتر
re-categorize consistently
دسته بندی مجدد به طور یکنواخت
re-categorize effectively
دسته بندی مجدد به طور مؤثر
we need to re-categorize these products based on customer feedback.
لازم است که این محصولات را بر اساس بازخورد مشتریان دسته بندی مجدد کنیم.
the library staff will re-categorize the fiction section next month.
کارکنان کتابخانه ماه آینده بخش داستان ها را دسته بندی مجدد خواهند کرد.
the marketing team decided to re-categorize our target audience.
تیم بازاریابی تصمیم گرفت که مخاطبین هدف خود را دسته بندی مجدد کنند.
the accountant suggested we re-categorize these expenses for tax purposes.
حسابدار پیشنهاد داد که این هزینه ها را به منظور مالیات دسته بندی مجدد کنیم.
the software allows you to easily re-categorize your transactions.
این نرم افزار به شما امکان می دهد تراکنش های خود را به سادگی دسته بندی مجدد کنید.
the museum plans to re-categorize its collection of ancient artifacts.
موزه برنامه ریزی کرده است تا مجموعه اثرهای باستانی خود را دسته بندی مجدد کند.
the data analyst will re-categorize the survey responses for analysis.
تحلیلگر داده ها پاسخ های پرسشنامه را برای تحلیل دسته بندی مجدد خواهد کرد.
it's important to regularly re-categorize files for better organization.
دسته بندی مجدد فایل ها به طور منظم برای سازماندهی بهتر مهم است.
the project manager asked us to re-categorize the tasks by priority.
مدیر پروژه از ما خواست تا وظایف را بر اساس اولویت دسته بندی مجدد کنیم.
we should re-categorize the inventory to reflect current demand.
باید انبار را دسته بندی مجدد کنیم تا نیاز فعلی را منعکس کند.
the scientist had to re-categorize the samples after new findings.
دانشمند پس از کشف های جدید مجبور شد نمونه ها را دسته بندی مجدد کند.
re-categorize data
دسته بندی مجدد داده ها
re-categorize quickly
دسته بندی مجدد سریع
re-categorize now
دسته بندی مجدد حالا
re-categorized results
نتایج دسته بندی مجدد شده
re-categorize them
دسته بندی مجدد آنها
re-categorize entirely
دسته بندی مجدد کامل
re-categorize further
دسته بندی مجدد بیشتر
re-categorize consistently
دسته بندی مجدد به طور یکنواخت
re-categorize effectively
دسته بندی مجدد به طور مؤثر
we need to re-categorize these products based on customer feedback.
لازم است که این محصولات را بر اساس بازخورد مشتریان دسته بندی مجدد کنیم.
the library staff will re-categorize the fiction section next month.
کارکنان کتابخانه ماه آینده بخش داستان ها را دسته بندی مجدد خواهند کرد.
the marketing team decided to re-categorize our target audience.
تیم بازاریابی تصمیم گرفت که مخاطبین هدف خود را دسته بندی مجدد کنند.
the accountant suggested we re-categorize these expenses for tax purposes.
حسابدار پیشنهاد داد که این هزینه ها را به منظور مالیات دسته بندی مجدد کنیم.
the software allows you to easily re-categorize your transactions.
این نرم افزار به شما امکان می دهد تراکنش های خود را به سادگی دسته بندی مجدد کنید.
the museum plans to re-categorize its collection of ancient artifacts.
موزه برنامه ریزی کرده است تا مجموعه اثرهای باستانی خود را دسته بندی مجدد کند.
the data analyst will re-categorize the survey responses for analysis.
تحلیلگر داده ها پاسخ های پرسشنامه را برای تحلیل دسته بندی مجدد خواهد کرد.
it's important to regularly re-categorize files for better organization.
دسته بندی مجدد فایل ها به طور منظم برای سازماندهی بهتر مهم است.
the project manager asked us to re-categorize the tasks by priority.
مدیر پروژه از ما خواست تا وظایف را بر اساس اولویت دسته بندی مجدد کنیم.
we should re-categorize the inventory to reflect current demand.
باید انبار را دسته بندی مجدد کنیم تا نیاز فعلی را منعکس کند.
the scientist had to re-categorize the samples after new findings.
دانشمند پس از کشف های جدید مجبور شد نمونه ها را دسته بندی مجدد کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید