re-categorize

[ایالات متحده]/[riːˈkætɪɡəraɪz]/
[بریتانیا]/[riːˈkætəɡəraɪz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. جایگذاری در یک دسته‌بندی یا طبقه‌بندی متفاوت؛ بازسازی یا دسته‌بندی مجدد داده‌ها یا موارد.

عبارات و ترکیب‌ها

re-categorize data

دسته بندی مجدد داده ها

re-categorize quickly

دسته بندی مجدد سریع

re-categorize now

دسته بندی مجدد حالا

re-categorized results

نتایج دسته بندی مجدد شده

re-categorize them

دسته بندی مجدد آنها

re-categorize entirely

دسته بندی مجدد کامل

re-categorize further

دسته بندی مجدد بیشتر

re-categorize consistently

دسته بندی مجدد به طور یکنواخت

re-categorize effectively

دسته بندی مجدد به طور مؤثر

جملات نمونه

we need to re-categorize these products based on customer feedback.

لازم است که این محصولات را بر اساس بازخورد مشتریان دسته بندی مجدد کنیم.

the library staff will re-categorize the fiction section next month.

کارکنان کتابخانه ماه آینده بخش داستان ها را دسته بندی مجدد خواهند کرد.

the marketing team decided to re-categorize our target audience.

تیم بازاریابی تصمیم گرفت که مخاطبین هدف خود را دسته بندی مجدد کنند.

the accountant suggested we re-categorize these expenses for tax purposes.

حسابدار پیشنهاد داد که این هزینه ها را به منظور مالیات دسته بندی مجدد کنیم.

the software allows you to easily re-categorize your transactions.

این نرم افزار به شما امکان می دهد تراکنش های خود را به سادگی دسته بندی مجدد کنید.

the museum plans to re-categorize its collection of ancient artifacts.

موزه برنامه ریزی کرده است تا مجموعه اثرهای باستانی خود را دسته بندی مجدد کند.

the data analyst will re-categorize the survey responses for analysis.

تحلیلگر داده ها پاسخ های پرسشنامه را برای تحلیل دسته بندی مجدد خواهد کرد.

it's important to regularly re-categorize files for better organization.

دسته بندی مجدد فایل ها به طور منظم برای سازماندهی بهتر مهم است.

the project manager asked us to re-categorize the tasks by priority.

مدیر پروژه از ما خواست تا وظایف را بر اساس اولویت دسته بندی مجدد کنیم.

we should re-categorize the inventory to reflect current demand.

باید انبار را دسته بندی مجدد کنیم تا نیاز فعلی را منعکس کند.

the scientist had to re-categorize the samples after new findings.

دانشمند پس از کشف های جدید مجبور شد نمونه ها را دسته بندی مجدد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید