reacts

[ایالات متحده]/rɪˈækts/
[بریتانیا]/riˈækts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به یک روش خاص پاسخ دادن یا رفتار کردن؛ مخالفت کردن؛ به چیزی (مانند غذا) واکنش منفی نشان دادن؛ دچار واکنش شیمیایی شدن

عبارات و ترکیب‌ها

reacts quickly

به سرعت واکنش نشان می‌دهد

reacts negatively

به طور منفی واکنش نشان می‌دهد

reacts strongly

واکنش قوی نشان دهد

reacts positively

به طور مثبت واکنش نشان می‌دهد

reacts instantly

بلافاصله واکنش نشان می‌دهد

reacts differently

به شکل متفاوتی واکنش نشان می‌دهد

reacts violently

به شدت واکنش نشان می‌دهد

reacts appropriately

به طور مناسب واکنش نشان می‌دهد

reacts unexpectedly

به طور غیرمنتظره واکنش نشان می‌دهد

reacts emotionally

با احساسات واکنش نشان می‌دهد

جملات نمونه

she reacts quickly to changes in her environment.

او به سرعت به تغییرات در محیط اطرافش واکنش نشان می‌دهد.

he reacts positively to constructive criticism.

او به طور مثبت به انتقاد سازنده واکنش نشان می‌دهد.

the body reacts to stress in various ways.

بدن به روش‌های مختلف به استرس واکنش نشان می‌دهد.

children often react differently to new experiences.

کودکان اغلب به تجربه‌های جدید به شیوه‌های مختلف واکنش نشان می‌دهند.

how she reacts in difficult situations is impressive.

نحوه واکنش او در شرایط دشوار قابل تحسین است.

the audience reacts enthusiastically to the performance.

تماشاچیان با شور و شوق به اجرای برنامه واکنش نشان می‌دهند.

he rarely reacts without thinking first.

او به ندرت بدون فکر کردن اول واکنش نشان می‌دهد.

she reacts with surprise to unexpected news.

او با تعجب به اخبار غیرمنتظره واکنش نشان می‌دهد.

the team reacts well under pressure.

تیم در شرایط فشار خوب واکنش نشان می‌دهد.

he reacts negatively to spicy food.

او به طور منفی به غذای تند واکنش نشان می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید