actuates

[ایالات متحده]/ˈæktʃuˌeɪts/
[بریتانیا]/ˈækchjuˌeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باعث شدن چیزی کار کند یا اتفاق بیفتد؛ به حرکت درآوردن؛ به کسی یا چیزی انگیزه دادن

جملات نمونه

the button actuates the mechanism.

دکمه مکانیزم را فعال می‌کند.

this sensor actuates an alarm when motion is detected.

این سنسور هنگامی که حرکت تشخیص داده می‌شود، آلارم را فعال می‌کند.

the system automatically actuates the sprinkler in case of drought.

در صورت خشکسالی، سیستم به طور خودکار آبپاش را فعال می‌کند.

a lever actuates the gears to change direction.

اهرمی چرخ‌دندها را برای تغییر جهت فعال می‌کند.

the electric motor actuates the valve to control the flow of water.

موتور الکتریکی شیر را برای کنترل جریان آب فعال می‌کند.

the pressure switch actuates the pump when needed.

کلید فشار زمانی که نیاز باشد، پمپ را فعال می‌کند.

a foot pedal actuates the machine to start operation.

پدال پا ماشین را برای شروع عملیات فعال می‌کند.

the software actuates a series of commands to complete the task.

نرم‌افزار مجموعه‌ای از دستورات را برای تکمیل وظیفه فعال می‌کند.

the pilot actuates the controls to land the aircraft.

خلبان کنترل‌ها را برای فرود هواپیما فعال می‌کند.

the trigger actuates the release mechanism of the firearm.

شیرجه اهرم آزاد کننده سلاح گرم را فعال می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید