real-life experience
تجربه زندگی واقعی
real-life situations
شرایط زندگی واقعی
real-life skills
مهارتهای زندگی واقعی
real-life application
کاربرد در زندگی واقعی
real-life problems
مشکلات زندگی واقعی
real-life challenges
چالشهای زندگی واقعی
real-life stories
داستانهای زندگی واقعی
real-life scenarios
سناریوهای زندگی واقعی
real-life lessons
درسهای زندگی واقعی
we need to apply real-life skills to solve this problem.
ما نیاز داریم مهارتهای زندگی واقعی را برای حل این مشکل به کار بگیریم.
the simulation provided a real-life training experience for the firefighters.
شبیهسازی تجربهای آموزشی واقعی برای آتشنشانان فراهم کرد.
it's important to consider real-life costs when planning a vacation.
هنگام برنامهریزی برای تعطیلات، در نظر گرفتن هزینههای واقعی مهم است.
the documentary showed the harsh realities of real-life poverty.
مستند واقعیتهای سخت فقر در زندگی واقعی را نشان داد.
this project aims to bridge the gap between theory and real-life application.
این پروژه با هدف پر کردن شکاف بین تئوری و کاربرد واقعی است.
he used real-life examples to illustrate his point effectively.
او از مثالهای واقعی برای نشان دادن موثر نظرش استفاده کرد.
the course incorporates real-life case studies for a deeper understanding.
این دوره مطالعات موردی واقعی را برای درک عمیقتر گنجانده است.
it’s a far cry from the real-life situation we encountered.
این بسیار دور از شرایط واقعی است که با آن مواجه شدیم.
the film accurately depicted real-life events during the war.
فیلم به طور دقیق وقایع واقعی را در طول جنگ به تصویر کشید.
we tried to make the game as close to real-life as possible.
سعی کردیم بازی را تا حد امکان به زندگی واقعی نزدیک کنیم.
the training program emphasized real-life scenarios and decision-making.
برنامه آموزشی بر سناریوهای زندگی واقعی و تصمیمگیری تاکید داشت.
real-life experience
تجربه زندگی واقعی
real-life situations
شرایط زندگی واقعی
real-life skills
مهارتهای زندگی واقعی
real-life application
کاربرد در زندگی واقعی
real-life problems
مشکلات زندگی واقعی
real-life challenges
چالشهای زندگی واقعی
real-life stories
داستانهای زندگی واقعی
real-life scenarios
سناریوهای زندگی واقعی
real-life lessons
درسهای زندگی واقعی
we need to apply real-life skills to solve this problem.
ما نیاز داریم مهارتهای زندگی واقعی را برای حل این مشکل به کار بگیریم.
the simulation provided a real-life training experience for the firefighters.
شبیهسازی تجربهای آموزشی واقعی برای آتشنشانان فراهم کرد.
it's important to consider real-life costs when planning a vacation.
هنگام برنامهریزی برای تعطیلات، در نظر گرفتن هزینههای واقعی مهم است.
the documentary showed the harsh realities of real-life poverty.
مستند واقعیتهای سخت فقر در زندگی واقعی را نشان داد.
this project aims to bridge the gap between theory and real-life application.
این پروژه با هدف پر کردن شکاف بین تئوری و کاربرد واقعی است.
he used real-life examples to illustrate his point effectively.
او از مثالهای واقعی برای نشان دادن موثر نظرش استفاده کرد.
the course incorporates real-life case studies for a deeper understanding.
این دوره مطالعات موردی واقعی را برای درک عمیقتر گنجانده است.
it’s a far cry from the real-life situation we encountered.
این بسیار دور از شرایط واقعی است که با آن مواجه شدیم.
the film accurately depicted real-life events during the war.
فیلم به طور دقیق وقایع واقعی را در طول جنگ به تصویر کشید.
we tried to make the game as close to real-life as possible.
سعی کردیم بازی را تا حد امکان به زندگی واقعی نزدیک کنیم.
the training program emphasized real-life scenarios and decision-making.
برنامه آموزشی بر سناریوهای زندگی واقعی و تصمیمگیری تاکید داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید