| شکل سوم شخص مفرد | reanimates |
| صفت یا فعل حال استمراری | reanimating |
| زمان گذشته | reanimated |
| قسمت سوم فعل | reanimated |
Scientists are trying to reanimate extinct species through cloning techniques.
دانشمندان در تلاشند تا گونههای منقرضشده را از طریق تکنیکهای کلونینگ دوباره زنده کنند.
The doctor was able to reanimate the patient after a few minutes of CPR.
پزشک توانست بیمار را پس از چند دقیقه CPR دوباره زنده کند.
The magician claimed he could reanimate objects with his special powers.
جادوگر ادعا کرد که میتواند با قدرتهای خاص خود اشیاء را دوباره زنده کند.
The old scientist was obsessed with the idea of reanimating the dead.
دانشمند پیر به ایده بازگرداندن مردگان وسواس داشت.
The ancient spell was said to have the power to reanimate the dead.
گفته میشد طلسم باستانی قدرت بازگرداندن مردگان را دارد.
The movie plot involves a mad scientist who tries to reanimate corpses.
طرح فیلم شامل دانشمندی دیوانه است که سعی میکند جسدها را دوباره زنده کند.
It is not possible to reanimate a brain dead person.
امکان زنده کردن یک فرد مغزی مرده وجود ندارد.
The experiment aimed to reanimate dormant cells in the laboratory setting.
آزمایش با هدف زنده کردن مجدد سلولهای غیرفعال در محیط آزمایشگاهی انجام شد.
The novel explores the consequences of attempting to reanimate the deceased.
رمان عواقب تلاش برای زنده کردن دوباره متوفیان را بررسی میکند.
The company hopes to reanimate its failing business with a new marketing strategy.
شرکت امیدوار است با یک استراتژی بازاریابی جدید، کسب و کار رو به زوال خود را دوباره زنده کند.
Scientists are trying to reanimate extinct species through cloning techniques.
دانشمندان در تلاشند تا گونههای منقرضشده را از طریق تکنیکهای کلونینگ دوباره زنده کنند.
The doctor was able to reanimate the patient after a few minutes of CPR.
پزشک توانست بیمار را پس از چند دقیقه CPR دوباره زنده کند.
The magician claimed he could reanimate objects with his special powers.
جادوگر ادعا کرد که میتواند با قدرتهای خاص خود اشیاء را دوباره زنده کند.
The old scientist was obsessed with the idea of reanimating the dead.
دانشمند پیر به ایده بازگرداندن مردگان وسواس داشت.
The ancient spell was said to have the power to reanimate the dead.
گفته میشد طلسم باستانی قدرت بازگرداندن مردگان را دارد.
The movie plot involves a mad scientist who tries to reanimate corpses.
طرح فیلم شامل دانشمندی دیوانه است که سعی میکند جسدها را دوباره زنده کند.
It is not possible to reanimate a brain dead person.
امکان زنده کردن یک فرد مغزی مرده وجود ندارد.
The experiment aimed to reanimate dormant cells in the laboratory setting.
آزمایش با هدف زنده کردن مجدد سلولهای غیرفعال در محیط آزمایشگاهی انجام شد.
The novel explores the consequences of attempting to reanimate the deceased.
رمان عواقب تلاش برای زنده کردن دوباره متوفیان را بررسی میکند.
The company hopes to reanimate its failing business with a new marketing strategy.
شرکت امیدوار است با یک استراتژی بازاریابی جدید، کسب و کار رو به زوال خود را دوباره زنده کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید