reanimated corpse
جسد زنده شده
reanimated zombie
زامبی زنده شده
reanimated creature
موجود زنده شده
reanimated body
بدن زنده شده
reanimated spirit
روح زنده شده
reanimated figure
شخصیت زنده شده
reanimated being
کائن زنده شده
reanimated monster
غول زنده شده
reanimated entity
واحدهای زنده شده
reanimated horror
ترس زنده شده
the scientist reanimated the frozen cells in the lab.
دانشمند سلولهای یخزده را در آزمایشگاه دوباره زنده کرد.
the story reanimated the memories of our childhood.
داستان خاطرات دوران کودکی ما را زنده کرد.
in the movie, the hero reanimated his fallen comrades.
در فیلم، قهرمان یاران افتادهاش را دوباره زنده کرد.
the artist reanimated the old painting with vibrant colors.
هنرمند نقاشی قدیمی را با رنگهای زنده دوباره جان بخشید.
they reanimated the debate on climate change.
آنها بحث در مورد تغییرات آب و هوا را دوباره زنده کردند.
the novel reanimated the spirit of the lost generation.
رمان روح نسل گمشده را دوباره زنده کرد.
the team reanimated their strategy after the defeat.
تیم بعد از شکست استراتژی خود را دوباره جان بخشید.
the festival reanimated the local culture and traditions.
جشنواره فرهنگ و سنتهای محلی را دوباره زنده کرد.
the documentary reanimated interest in the historical event.
مستند علاقه به رویداد تاریخی را دوباره زنده کرد.
she reanimated the old song with her unique style.
او آهنگ قدیمی را با سبک منحصر به فرد خود دوباره جان بخشید.
reanimated corpse
جسد زنده شده
reanimated zombie
زامبی زنده شده
reanimated creature
موجود زنده شده
reanimated body
بدن زنده شده
reanimated spirit
روح زنده شده
reanimated figure
شخصیت زنده شده
reanimated being
کائن زنده شده
reanimated monster
غول زنده شده
reanimated entity
واحدهای زنده شده
reanimated horror
ترس زنده شده
the scientist reanimated the frozen cells in the lab.
دانشمند سلولهای یخزده را در آزمایشگاه دوباره زنده کرد.
the story reanimated the memories of our childhood.
داستان خاطرات دوران کودکی ما را زنده کرد.
in the movie, the hero reanimated his fallen comrades.
در فیلم، قهرمان یاران افتادهاش را دوباره زنده کرد.
the artist reanimated the old painting with vibrant colors.
هنرمند نقاشی قدیمی را با رنگهای زنده دوباره جان بخشید.
they reanimated the debate on climate change.
آنها بحث در مورد تغییرات آب و هوا را دوباره زنده کردند.
the novel reanimated the spirit of the lost generation.
رمان روح نسل گمشده را دوباره زنده کرد.
the team reanimated their strategy after the defeat.
تیم بعد از شکست استراتژی خود را دوباره جان بخشید.
the festival reanimated the local culture and traditions.
جشنواره فرهنگ و سنتهای محلی را دوباره زنده کرد.
the documentary reanimated interest in the historical event.
مستند علاقه به رویداد تاریخی را دوباره زنده کرد.
she reanimated the old song with her unique style.
او آهنگ قدیمی را با سبک منحصر به فرد خود دوباره جان بخشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید