reapproval

[ایالات متحده]/ˌriːəˈpruːvəl/
[بریتانیا]/ˌriːəˈpruːvəl/

ترجمه

n. عمل تأیید مجدد؛ تأیید یا اجازه مجدد

عبارات و ترکیب‌ها

pending reapproval

تایید مجدد در انتظار

awaiting reapproval

در انتظار تایید مجدد

reapproval granted

تایید مجدد صادر شده

reapproval denied

تایید مجدد رد شده

seek reapproval

درخواست تایید مجدد

grant reapproval

تایید مجدد صادر کنید

reapproval process

فرآیند تایید مجدد

reapprovals

تاییدهای مجدد

جملات نمونه

the company is seeking reapproval for its environmental permit after recent regulation changes.

شرکت پس از تغییرات اخیر در قوانین، مجدد اجازه محیط زیست را درخواست می کند.

developers must obtain reapproval from the city council before construction can begin.

开发者必须在施工开始前获得市议会的重新批准。

the regulatory agency denied reapproval due to safety concerns raised during inspection.

سازمان نظارتی مجدد اجازه را به دلیل نگرانی های ایمنی ایجاد شده در حین بازدید رد کرد.

we're currently awaiting reapproval of our clinical trial application.

ما در حال انتظار مجدد اجازه درخواست آزمایش بالینی ما هستیم.

the license will expire soon, so we need to apply for reapproval immediately.

گواهی نامه به زودی منقضی خواهد شد، بنابراین ما باید فوراً برای مجدد اجازه درخواست دهیم.

the board granted reapproval for the project after reviewing the updated plans.

هیئت پس از بررسی طرح های به روز رسانی شده، مجدد اجازه پروژه را منظور کرد.

reapproval requirements have been updated to include additional documentation.

شرایط مجدد اجازه به روز رسانی شده اند تا شامل مستندات اضافی شوند.

the reapproval process typically takes three to six months to complete.

فرآیند مجدد اجازه معمولاً سه تا شش ماه طول می کشد.

our application for reapproval is still pending review by the committee.

درخواست ما برای مجدد اجازه هنوز در انتظار بررسی توسط کمیته است.

the agency established new criteria for reapproval of educational programs.

این سازمان معیارهای جدیدی برای مجدد اجازه برنامه های آموزشی وضع کرد.

manufacturers must seek reapproval whenever they modify their product specifications.

تولید کنندگان باید هر زمانی که مشخصات محصول خود را تغییر دهند، مجدد اجازه را درخواست دهند.

the committee delayed the reapproval decision until more data becomes available.

کمیته تصمیم مجدد اجازه را به تعویق انداخت تا داده های بیشتری در دسترس باشد.

we've scheduled a meeting to discuss the reapproval requirements for next year.

ما جلسه ای را برای بحث در مورد شرایط مجدد اجازه برای سال آینده برنامه ریزی کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید