reassessed value
ارزیابی مجدد ارزش
reassessed risks
ارزیابی مجدد ریسکها
reassessed strategy
ارزیابی مجدد استراتژی
reassessed priorities
ارزیابی مجدد اولویتها
reassessed policies
ارزیابی مجدد سیاستها
reassessed performance
ارزیابی مجدد عملکرد
reassessed goals
ارزیابی مجدد اهداف
reassessed objectives
ارزیابی مجدد اهداف
reassessed criteria
ارزیابی مجدد معیارها
reassessed outcomes
ارزیابی مجدد نتایج
the project's budget was reassessed after the initial estimates were found to be inaccurate.
بودجه پروژه پس از مشخص شدن نادرستی برآوردهای اولیه مورد بازبینی مجدد قرار گرفت.
the team's performance was reassessed to identify areas for improvement.
عملکرد تیم برای شناسایی زمینههای قابل بهبود مورد بازبینی مجدد قرار گرفت.
after the feedback, the plan was reassessed to better meet the client's needs.
پس از دریافت بازخورد، طرح برای پاسخگویی بهتر به نیازهای مشتری مورد بازبینی مجدد قرار گرفت.
the risks associated with the investment were reassessed to ensure safety.
خطرات مرتبط با سرمایهگذاری برای اطمینان از ایمنی مورد بازبینی مجدد قرار گرفت.
her qualifications were reassessed during the hiring process.
صلاحیتهای او در طول فرآیند استخدام مورد بازبینی مجدد قرار گرفت.
the environmental impact of the project was reassessed before approval.
اثرات زیستمحیطی پروژه قبل از تایید مورد بازبینی مجدد قرار گرفت.
the strategy was reassessed to adapt to the changing market conditions.
استراتژی برای انطباق با شرایط متغیر بازار مورد بازبینی مجدد قرار گرفت.
the effectiveness of the training program was reassessed after several months.
اثربخشی برنامه آموزشی پس از چند ماه مورد بازبینی مجدد قرار گرفت.
following the audit, the company's financial practices were reassessed.
پس از ممیزی، شیوههای مالی شرکت مورد بازبینی مجدد قرار گرفت.
her health was reassessed by a specialist to determine the next steps.
وضعیت سلامتی او توسط یک متخصص برای تعیین مراحل بعدی مورد بازبینی مجدد قرار گرفت.
reassessed value
ارزیابی مجدد ارزش
reassessed risks
ارزیابی مجدد ریسکها
reassessed strategy
ارزیابی مجدد استراتژی
reassessed priorities
ارزیابی مجدد اولویتها
reassessed policies
ارزیابی مجدد سیاستها
reassessed performance
ارزیابی مجدد عملکرد
reassessed goals
ارزیابی مجدد اهداف
reassessed objectives
ارزیابی مجدد اهداف
reassessed criteria
ارزیابی مجدد معیارها
reassessed outcomes
ارزیابی مجدد نتایج
the project's budget was reassessed after the initial estimates were found to be inaccurate.
بودجه پروژه پس از مشخص شدن نادرستی برآوردهای اولیه مورد بازبینی مجدد قرار گرفت.
the team's performance was reassessed to identify areas for improvement.
عملکرد تیم برای شناسایی زمینههای قابل بهبود مورد بازبینی مجدد قرار گرفت.
after the feedback, the plan was reassessed to better meet the client's needs.
پس از دریافت بازخورد، طرح برای پاسخگویی بهتر به نیازهای مشتری مورد بازبینی مجدد قرار گرفت.
the risks associated with the investment were reassessed to ensure safety.
خطرات مرتبط با سرمایهگذاری برای اطمینان از ایمنی مورد بازبینی مجدد قرار گرفت.
her qualifications were reassessed during the hiring process.
صلاحیتهای او در طول فرآیند استخدام مورد بازبینی مجدد قرار گرفت.
the environmental impact of the project was reassessed before approval.
اثرات زیستمحیطی پروژه قبل از تایید مورد بازبینی مجدد قرار گرفت.
the strategy was reassessed to adapt to the changing market conditions.
استراتژی برای انطباق با شرایط متغیر بازار مورد بازبینی مجدد قرار گرفت.
the effectiveness of the training program was reassessed after several months.
اثربخشی برنامه آموزشی پس از چند ماه مورد بازبینی مجدد قرار گرفت.
following the audit, the company's financial practices were reassessed.
پس از ممیزی، شیوههای مالی شرکت مورد بازبینی مجدد قرار گرفت.
her health was reassessed by a specialist to determine the next steps.
وضعیت سلامتی او توسط یک متخصص برای تعیین مراحل بعدی مورد بازبینی مجدد قرار گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید