revision

[ایالات متحده]/rɪˈvɪʒn/
[بریتانیا]/rɪˈvɪʒn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تصحیح؛ ویرایش شده؛ مرور.
Word Forms
جمعrevisions

عبارات و ترکیب‌ها

revision notes

یادداشت‌های بازبینی

revision schedule

برنامه بازبینی

revision techniques

تکنیک‌های بازبینی

revision materials

مواد بازبینی

general revision

بازبینی عمومی

جملات نمونه

a revision of the penal code.

بازنگری قانون مجازات

She did some revision for the exam.

او برای امتحان برخی از تجدید نظرها را انجام داد.

I have got the revision of his dictionary.

من تجدید نظر در فرهنگ لغت او را به دست آورده ام.

the triumph of a revolution was measured in terms of the social revision it entrained.

پیروزی یک انقلاب بر اساس تجدید نظر اجتماعی که به همراه داشت، اندازه گیری شد.

Revision rhinoplasty in patient with too high nasion after previous rhinoplasty in another clinic.

عمل جراحی بینی اصلاح کننده در بیمار با ناسیون بیش از حد بالا پس از جراحی بینی قبلی در یک کلینیک دیگر.

A revision is long overdue, said Dr. Raul Artal of the Saint Louis University School of Medicine.

یک بازبینی مدت زیادی است که به تعویق افتاده است، دکتر رائول آرتال از دانشکده پزشکی دانشگاه سنت لوئیس گفت.

This paper suggests some amendments and revisions to the notes which have been omitted or misdone.

این مقاله برخی اصلاحات و بازبینی هایی را در یادداشت هایی که حذف یا به درستی انجام نشده اند، پیشنهاد می کند.

This result highlighted not only the phylogenetic significance but also the utility of coenosteum structures in the future revision of species group and species taxonomy in genus Montipora.

این نتیجه نه تنها اهمیت درختی‌تبارانه ای را برجسته کرد، بلکه سودمندی ساختارهای کوئنوستوم در بازنگری آینده گروه های گونه ای و طبقه بندی گونه ها در جنس Montipora را نیز نشان داد.

نمونه‌های واقعی

This follows a revision of the diagnosis criteria.

این موضوع دنباله‌روی یک بازبینی از معیارهای تشخیص است.

منبع: CRI Online April 2020 Collection

It's not a revision of the guidelines.

این یک بازبینی از دستورالعمل‌ها نیست.

منبع: PBS Health Interview Series

We will do a lot of revision.

ما بازبینی زیادی انجام خواهیم داد.

منبع: BBC documentary "Chinese Teachers Are Coming"

And she's helping me plan my revision for the end-of-ear exams.

و او به من کمک می‌کند تا بازبینی امتحانات پایان سال را برنامه‌ریزی کنم.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 8

Chinese lawmakers are deliberating a draft law revision to better protect women and eliminate discrimination.

مقامات قانون‌گذاری چین در حال بررسی یک بازنگری پیش‌نویس قانون برای محافظت بهتر از زنان و رفع تبعیض هستند.

منبع: CRI Online December 2021 Collection

They're making some revisions to the dictionary for the new edition.

آنها در حال انجام برخی بازبینی‌ها در واژه‌نامه برای نسخه جدید هستند.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

Now another downward growth revision from a key group of business economist.

اکنون یک بازبینی نزولی دیگر از رشد توسط یک گروه کلیدی اقتصاددانان تجاری.

منبع: NPR News July 2014 Compilation

To live on land, creatures had to undergo wholesale revisions of their anatomies.

برای زندگی در خشکی، موجودات باید تحت بازبینی‌های گسترده در آناتومی خود قرار می‌گرفتند.

منبع: A Brief History of Everything

So yeah, that is effectively how I do my revision.

بله، این دقیقاً روشی است که من بازبینی می‌کنم.

منبع: Cambridge top student book sharing

Do tell me, I always struggle with revision.

به من بگویید، من همیشه در بازبینی مشکل دارم.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 8

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید