reassuringly

[ایالات متحده]/ˌri:ə'ʃuəriŋli/
[بریتانیا]/ˌriəˈʃʊrɪ ŋlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای دلگرم‌کننده یا تشویق‌کننده

جملات نمونه

She smiled reassuringly at the nervous student.

او با اطمینان خاطر به دانش‌آموز مضطرب لبخند زد.

The doctor spoke reassuringly to the worried patient.

پزشک با لحنی اطمینان بخش با بیمار مضطرب صحبت کرد.

He patted her hand reassuringly.

او با اطمینان خاطر دست او را نوازش کرد.

The teacher nodded reassuringly to the struggling student.

معلم با سر تکان دادن اطمینان بخش به دانش آموزی که مشکل داشت، سر تکان داد.

She gave him a reassuringly firm handshake.

او دست دادن محکم و اطمینان بخشی با او داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید