rebuildability

[ایالات متحده]//ˌriːˌbɪl.dəˈbɪl.ə.ti//
[بریتانیا]//ˌriːˌbɪl.dəˈbɪl.ə.t̬i//

ترجمه

n. کیفیت یا توانایی بازسازی؛ میزانی که چیزی پس از آسیب، شکست یا حذف مجدد ساخته شود؛ میزانی که یک سیستم، ساختار، محصول یا قطعه می‌تواند با استفاده از منابع، قطعات و فرآیندهای موجود بازسازی، بازیابی یا جمع‌آوری شود؛ ویژگی بودن قابل تعمیر از طریق بازسازی، به ویژه در زمینه‌های مهندسی، نرم‌افزار یا زیرساخت‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

improve rebuildability

افزایش قابلیت بازسازی

increase rebuildability

افزایش قابلیت بازسازی

measure rebuildability

سنجش قابلیت بازسازی

assess rebuildability

ارزیابی قابلیت بازسازی

enhance rebuildability

بیشتر کردن قابلیت بازسازی

maintain rebuildability

حفظ قابلیت بازسازی

ensure rebuildability

ضمن قابلیت بازسازی

test rebuildability

آزمایش قابلیت بازسازی

boost rebuildability

افزایش قابلیت بازسازی

rebuildability matters

قابلیت بازسازی اهمیت دارد

جملات نمونه

the rebuildability of this motor makes routine maintenance fast and affordable.

قابلیت بازسازی این موتور باعث می‌شود که نگهداری معمولی سریع و قابل پرداخت شود.

we chose this platform for its rebuildability and long-term service support.

ما این پلتفرم را به دلیل قابلیت بازسازی آن و پشتیبانی خدماتی بلندمدت انتخاب کردیم.

high rebuildability reduces downtime after failures in the field.

قابلیت بازسازی بالا زمان غیبت پس از خرابی‌های در محیط کار را کاهش می‌دهد.

the team measured rebuildability as part of the overall reliability program.

تیم قابلیت بازسازی را به عنوان بخشی از کلیه برنامه اطمینان‌پذیری اندازه‌گیری کرد.

design for rebuildability starts with standardized parts and clear documentation.

طراحی برای قابلیت بازسازی با قطعات استاندارد و مستندات واضح شروع می‌شود.

contract terms require a minimum rebuildability score for critical components.

شرایط قرارداد نیاز به امتیاز حداقلی قابلیت بازسازی برای قطعات حیاتی دارد.

improving rebuildability can lower lifecycle costs without sacrificing performance.

افزایش قابلیت بازسازی می‌تواند هزینه‌های چرخه حیات را کاهش دهد بدون اینکه عملکرد را کاهش دهد.

we audited rebuildability during the prototype teardown and rebuild.

ما قابلیت بازسازی را در حین تجزیه و بازسازی نمونه اولیه بررسی کردیم.

the supplier highlighted rebuildability in the product datasheet and warranty.

تامین‌کننده قابلیت بازسازی را در دفترچه داده‌های محصول و ضمانتنامه تاکید کرد.

better rebuildability means technicians can restore the unit with basic tools.

قابلیت بازسازی بهتر به معنای این است که تکنسیون‌ها می‌توانند واحد را با ابزارهای پایه بازسازی کنند.

our purchasing decision favored rebuildability over short-term savings.

تصمیم خرید ما به قابلیت بازسازی نسبت به صرفه‌جویی در کوتاه‌مدت ترجیح داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید