rebuilds

[ایالات متحده]/ˌriːˈbɪldz/
[بریتانیا]/ˌriːˈbɪldz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شخص سوم مفرد از rebuild؛ دوباره جمع کردن؛ دوباره چیزی را شکل دادن؛ بازسازی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

rebuilds trust

بازسازی اعتماد

rebuilds relationships

بازسازی روابط

rebuilds confidence

بازسازی اعتماد به نفس

rebuilds community

بازسازی جامعه

rebuilds systems

بازسازی سیستم‌ها

rebuilds lives

بازسازی زندگی‌ها

rebuilds foundations

بازسازی بنیان‌ها

rebuilds infrastructure

بازسازی زیرساخت‌ها

rebuilds networks

بازسازی شبکه‌ها

rebuilds dreams

بازسازی رویاها

جملات نمونه

the city rebuilds after the disaster.

شهر پس از فاجعه بازسازی می‌شود.

she rebuilds her confidence through practice.

او با تمرین اعتماد به نفس خود را بازسازی می‌کند.

the team rebuilds its strategy for the next season.

تیم استراتژی خود را برای فصل بعد بازسازی می‌کند.

he rebuilds his relationship with his family.

او رابطه خود را با خانواده‌اش بازسازی می‌کند.

the organization rebuilds its image after the scandal.

سازمان پس از رسوایی چهره خود را بازسازی می‌کند.

they rebuild the community center to serve better.

آنها مرکز جامعه را بازسازی می‌کنند تا بهتر خدمت کنند.

after the fire, the school rebuilds its facilities.

پس از آتش‌سوزی، مدرسه امکانات خود را بازسازی می‌کند.

she rebuilds her life after the breakup.

او زندگی خود را پس از جدایی بازسازی می‌کند.

the architect rebuilds the old building with modern designs.

معمار ساختمان قدیمی را با طراحی‌های مدرن بازسازی می‌کند.

the company rebuilds its workforce after layoffs.

شرکت پس از تعدیل نیروها نیروی کار خود را بازسازی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید