restarts

[ایالات متحده]/riːˈstɑːts/
[بریتانیا]/riˈstɑrts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اقدام به شروع دوباره چیزی
v. سوم شخص مفرد از restart

عبارات و ترکیب‌ها

system restarts

راه اندازی مجدد سیستم

restarts process

فرآیند راه اندازی مجدد

automatic restarts

راه اندازی مجدد خودکار

restarts needed

نیاز به راه اندازی مجدد

frequent restarts

راه اندازی مجدد مکرر

unexpected restarts

راه اندازی مجدد غیرمنتظره

restarts occur

راه اندازی مجدد رخ می دهد

manual restarts

راه اندازی مجدد دستی

scheduled restarts

راه اندازی مجدد زمانبندی شده

restarts required

راه اندازی مجدد مورد نیاز

جملات نمونه

the computer restarts automatically after the update.

کامپیوتر پس از به‌روزرسانی به‌طور خودکار مجدداً راه‌اندازی می‌شود.

after several failed attempts, the system finally restarts.

پس از چند تلاش ناموفق، سیستم بالاخره مجدداً راه‌اندازی می‌شود.

he restarts his workout routine every january.

او هر ماه ژانویه روتین تمرینی خود را مجدداً راه‌اندازی می‌کند.

the game restarts from the last checkpoint.

بازی از آخرین نقطه ذخیره مجدداً راه‌اندازی می‌شود.

she restarts her presentation after the technical issues.

او ارائه خود را پس از مشکلات فنی مجدداً راه‌اندازی می‌کند.

the server restarts to apply the new settings.

سرور برای اعمال تنظیمات جدید مجدداً راه‌اندازی می‌شود.

he restarts his car after it stalls in traffic.

او ماشین خود را پس از توقف در ترافیک مجدداً راه‌اندازی می‌کند.

the app restarts to fix the bugs.

برنامه برای رفع اشکالات مجدداً راه‌اندازی می‌شود.

she restarts her study schedule every semester.

او هر ترم برنامه مطالعه خود را مجدداً راه‌اندازی می‌کند.

the project restarts after receiving additional funding.

پروژه پس از دریافت بودجه اضافی مجدداً راه‌اندازی می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید