rebuttalist

[ایالات متحده]//rɪˈbʌtəlɪst//
[بریتانیا]//rɪˈbʌtəlɪst//

ترجمه

n. شخصی که به نوشتن یا ارائه پاسخ‌های ردی می‌پردازد؛ کسی که به طور معمول استدلال‌های مخالف را رد می‌کند؛ در زمینه‌های آکادمیک یا انتشارات، نویسنده یا م审查ری که به پاسخ‌های ردی در مقابل انتقادات یا نظرات می‌پردازد.

عبارات و ترکیب‌ها

lead rebuttalist

پاسخ‌گوی اصلی

seasoned rebuttalist

پاسخ‌گوی تجربه‌دار

skilled rebuttalist

پاسخ‌گوی ماهر

rebuttalists argue

پاسخ‌گویان می‌کنند

rebuttalist responds

پاسخ‌گو پاسخ می‌دهد

rebuttalist objected

پاسخ‌گو اعتراض کرد

rebuttalist rebutting

پاسخ‌گو در حال پاسخ دادن است

rebuttalists gathered

پاسخ‌گویان جمع شدند

rebuttalist appointed

پاسخ‌گو منصوب شد

rebuttalist dismissed

پاسخ‌گو فصل شد

جملات نمونه

the rebuttalist presented a detailed rebuttal to the prosecutor's closing argument.

مرتعدی کننده به طور جزئی به سخن پایانی مدعی پاسخ گفت.

as a seasoned rebuttalist, she offered a strong rebuttal backed by evidence.

به عنوان یک مرتعدی کننده با تجربه، او یک پاسخ قوی را با دلایل پشتیبانی کرد.

the rebuttalist challenged the claim and delivered a point by point rebuttal.

مرتعدی کننده ادعا را چالش می‌برد و یک پاسخ نقطه به نقطه ارائه داد.

the rebuttalist responded to criticism with a carefully reasoned rebuttal.

مرتعدی کننده با یک پاسخ به دقت استدلال کرد به منتقدان پاسخ داد.

in the debate, the rebuttalist addressed the accusations and rebutted the allegations.

در بحث، مرتعدی کننده به اتهامات پاسخ گفت و ادعاهای آن را رد کرد.

the rebuttalist offered a brief rebuttal but left no doubt about the facts.

مرتعدی کننده یک پاسخ کوتاه ارائه داد اما هیچ شکی در مورد حقیقت وجود نداشت.

the rebuttalist issued a formal rebuttal to the misleading report.

مرتعدی کننده به گزارش ابهام‌برانگیز یک پاسخ رسمی ارائه داد.

the rebuttalist refuted the argument and corrected the record.

مرتعدی کننده استدلال را رد کرد و رکورد را اصلاح کرد.

every rebuttalist must anticipate counterarguments and prepare a persuasive rebuttal.

هر مرتعدی کننده باید به دفاع‌های متقابل پیش بینی کند و یک پاسخ مقنن تهیه کند.

the rebuttalist cited credible sources to rebut the rumor.

مرتعدی کننده منابع قابل اعتماد را به عنوان پاسخ به گزارش‌های اشاعه شده ارائه داد.

the rebuttalist delivered a sharp rebuttal during the press conference.

مرتعدی کننده در کنفرانس خبری یک پاسخ حاد ارائه داد.

the rebuttalist rejected the narrative and countered it with verified data.

مرتعدی کننده داستان را رد کرد و با داده‌های تأیید شده آن را پاسخ داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید