rebuy a car
خرید مجدد ماشین
rebuy tickets
خرید مجدد بلیت
rebuying stock
خرید مجدد سهام
rebuy now
خرید مجدد حالا
rebuy option
گزینه خرید مجدد
rebuy strategy
استراتژی خرید مجدد
rebuying shares
خرید مجدد سهم
rebuy policy
سیاست خرید مجدد
i plan to rebuy my favorite sneakers next week.
من قصد دارم هفته آینده کفشهای مورد علاقهام را دوباره خریداری کنم.
the company allows customers to rebuy used electronics.
شرکت به مشتریان اجازه میدهد تا دستگاههای الکترونیکی استفادهشده را دوباره خریداری کنند.
would you consider rebuying this vintage record player?
آیا مایلید این پخشکننده گرام فولکس را دوباره خریداری کنید؟
we often rebuy shares when the market dips.
ما اغلب وقتی بازار کاهش مییابد، سهام خود را دوباره خریداری میکنیم.
the store offers a program to rebuy old cell phones.
این فروشگاه یک برنامه برای دوباره خریداری تلفنهای همراه قدیمی ارائه میدهد.
i need to rebuy printer ink; i'm running low.
من نیاز دارم تا جوهر چاپگر خود را دوباره خریداری کنم؛ من کم میشوم.
the online platform facilitates the rebuyer and seller connection.
این پلتفرم آنلاین ارتباط خریدار دوباره و فروشنده را تسهیل میکند.
she decided to rebuy the book after losing hers.
او تصمیم گرفت پس از از دست دادن کتابش، کتاب را دوباره خریداری کند.
the dealership will rebuy your old car for trade-in.
این موسسه فروش خودروها قصد دارد ماشین قدیمی شما را برای جایگزینی دوباره خریداری کند.
i'm thinking about rebuying tickets for the concert.
من در حال فکر کردن به دوباره خریداری بلیتهای کنسرت هستم.
they frequently rebuy essential household items in bulk.
آنها اغلب به صورت حجمی، مایحتاج خانه ضروری را دوباره خریداری میکنند.
rebuy a car
خرید مجدد ماشین
rebuy tickets
خرید مجدد بلیت
rebuying stock
خرید مجدد سهام
rebuy now
خرید مجدد حالا
rebuy option
گزینه خرید مجدد
rebuy strategy
استراتژی خرید مجدد
rebuying shares
خرید مجدد سهم
rebuy policy
سیاست خرید مجدد
i plan to rebuy my favorite sneakers next week.
من قصد دارم هفته آینده کفشهای مورد علاقهام را دوباره خریداری کنم.
the company allows customers to rebuy used electronics.
شرکت به مشتریان اجازه میدهد تا دستگاههای الکترونیکی استفادهشده را دوباره خریداری کنند.
would you consider rebuying this vintage record player?
آیا مایلید این پخشکننده گرام فولکس را دوباره خریداری کنید؟
we often rebuy shares when the market dips.
ما اغلب وقتی بازار کاهش مییابد، سهام خود را دوباره خریداری میکنیم.
the store offers a program to rebuy old cell phones.
این فروشگاه یک برنامه برای دوباره خریداری تلفنهای همراه قدیمی ارائه میدهد.
i need to rebuy printer ink; i'm running low.
من نیاز دارم تا جوهر چاپگر خود را دوباره خریداری کنم؛ من کم میشوم.
the online platform facilitates the rebuyer and seller connection.
این پلتفرم آنلاین ارتباط خریدار دوباره و فروشنده را تسهیل میکند.
she decided to rebuy the book after losing hers.
او تصمیم گرفت پس از از دست دادن کتابش، کتاب را دوباره خریداری کند.
the dealership will rebuy your old car for trade-in.
این موسسه فروش خودروها قصد دارد ماشین قدیمی شما را برای جایگزینی دوباره خریداری کند.
i'm thinking about rebuying tickets for the concert.
من در حال فکر کردن به دوباره خریداری بلیتهای کنسرت هستم.
they frequently rebuy essential household items in bulk.
آنها اغلب به صورت حجمی، مایحتاج خانه ضروری را دوباره خریداری میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید