recital

[ایالات متحده]/rɪˈsaɪtl/
[بریتانیا]/rɪˈsaɪtl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اجرای موسیقی یا رقص، به ویژه توسط یک نفر به تنهایی.
Word Forms
جمعrecitals

عبارات و ترکیب‌ها

musical recital

اجرای موسیقی

poetry recital

اجرای شعر

جملات نمونه

a recital of his experiences

اجرای مجدد تجربیات او

the recital ended with a blazing display of bravura.

اجرا با نمایشی چشمگیر از جسارت به پایان رسید.

he finished his recital with great éclat.

او با شکوه فراوان، اجرای خود را به پایان رساند.

She gave us a boring recital of all her troubles.

او یک شرح خسته کننده از تمام مشکلاتش را برای ما ارائه داد.

His recitals have earned him recognition as a talented performer.

اجراهای او باعث شناخت او به عنوان یک هنرمند با استعداد شده است.

The pianist gave a long and varied recital,with a couple of encores for good measure.

پیانیست یک اجرا طولانی و متنوع ارائه داد، با چند تشویق برای اطمینان.

Make no mistake, this disc, which derives from a recital given at the Kurhaus, Baden-Baden, in March 2000, is altogether outstanding.

اشتباه نکنید، این دیسک که از یک کنسرت در Kurhaus، Baden-Baden، در ماه مارس 2000 گرفته شده است، کاملاً برجسته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید