reclassified data
دادههای بازبینیشده
reclassified information
اطلاعات بازبینیشده
reclassified assets
داراییهای بازبینیشده
reclassified documents
اسناد بازبینیشده
reclassified categories
دستهبندیهای بازبینیشده
reclassified items
موارد بازبینیشده
reclassified reports
گزارشهای بازبینیشده
reclassified records
سوابق بازبینیشده
reclassified status
وضعیت بازبینیشده
reclassified files
فایلهای بازبینیشده
the species was reclassified after new research.
گونه پس از تحقیقات جدید دوباره طبقه بندی شد.
many items were reclassified to improve organization.
بسیاری از اقلام برای بهبود سازماندهی دوباره طبقه بندی شدند.
her job title was reclassified to better reflect her duties.
عنوان شغلی او برای بهتر نشان دادن وظایفش دوباره طبقه بندی شد.
the data was reclassified for clearer analysis.
داده ها برای تجزیه و تحلیل واضح تر دوباره طبقه بندی شدند.
after the audit, several accounts were reclassified.
پس از ممیزی، چندین حساب دوباره طبقه بندی شدند.
the project was reclassified under a new funding category.
پروژه تحت یک دسته بودجه جدید دوباره طبقه بندی شد.
he had to reclassify his expenses for tax purposes.
او باید هزینه های خود را به منظور مالیاتی دوباره طبقه بندی کند.
the library reclassified its books to enhance accessibility.
کتابخانه کتاب های خود را برای افزایش دسترسی دوباره طبقه بندی کرد.
the committee voted to have the proposal reclassified.
کمیته رای داد تا پیشنهاد دوباره طبقه بندی شود.
due to changes in regulations, the product was reclassified.
به دلیل تغییرات در مقررات، محصول دوباره طبقه بندی شد.
reclassified data
دادههای بازبینیشده
reclassified information
اطلاعات بازبینیشده
reclassified assets
داراییهای بازبینیشده
reclassified documents
اسناد بازبینیشده
reclassified categories
دستهبندیهای بازبینیشده
reclassified items
موارد بازبینیشده
reclassified reports
گزارشهای بازبینیشده
reclassified records
سوابق بازبینیشده
reclassified status
وضعیت بازبینیشده
reclassified files
فایلهای بازبینیشده
the species was reclassified after new research.
گونه پس از تحقیقات جدید دوباره طبقه بندی شد.
many items were reclassified to improve organization.
بسیاری از اقلام برای بهبود سازماندهی دوباره طبقه بندی شدند.
her job title was reclassified to better reflect her duties.
عنوان شغلی او برای بهتر نشان دادن وظایفش دوباره طبقه بندی شد.
the data was reclassified for clearer analysis.
داده ها برای تجزیه و تحلیل واضح تر دوباره طبقه بندی شدند.
after the audit, several accounts were reclassified.
پس از ممیزی، چندین حساب دوباره طبقه بندی شدند.
the project was reclassified under a new funding category.
پروژه تحت یک دسته بودجه جدید دوباره طبقه بندی شد.
he had to reclassify his expenses for tax purposes.
او باید هزینه های خود را به منظور مالیاتی دوباره طبقه بندی کند.
the library reclassified its books to enhance accessibility.
کتابخانه کتاب های خود را برای افزایش دسترسی دوباره طبقه بندی کرد.
the committee voted to have the proposal reclassified.
کمیته رای داد تا پیشنهاد دوباره طبقه بندی شود.
due to changes in regulations, the product was reclassified.
به دلیل تغییرات در مقررات، محصول دوباره طبقه بندی شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید