reconditioning

[ایالات متحده]/ˌriːkənˈdɪʃənɪŋ/
[بریتانیا]/ˌriːkənˈdɪʃənɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرایند تعمیر یا تنظیم چیزی؛ عمل بازپردازش؛ عمل دوباره گرم کردن یا بازسازی غذا

عبارات و ترکیب‌ها

reconditioning process

فرآیند بازسازی

reconditioning service

خدمات بازسازی

reconditioning equipment

تجهیزات بازسازی

reconditioning program

برنامه بازسازی

reconditioning techniques

تکنیک‌های بازسازی

reconditioning solutions

راه حل های بازسازی

reconditioning methods

روش های بازسازی

reconditioning strategy

استراتژی بازسازی

reconditioning standards

استانداردهای بازسازی

reconditioning guidelines

دستورالعمل های بازسازی

جملات نمونه

reconditioning old machinery can save costs.

بازسازی ماشین‌آلات قدیمی می‌تواند در صرفه‌جویی در هزینه‌ها کمک کند.

the process of reconditioning involves thorough inspection.

فرآیند بازسازی شامل بازرسی دقیق است.

reconditioning furniture can give it a new life.

بازسازی مبلمان می‌تواند زندگی جدیدی به آن ببخشد.

many companies focus on reconditioning used products.

شرکت‌های زیادی بر روی بازسازی محصولات استفاده شده تمرکز می‌کنند.

reconditioning batteries can improve their performance.

بازسازی باتری‌ها می‌تواند عملکرد آن‌ها را بهبود بخشد.

they specialize in reconditioning automotive parts.

آنها در بازسازی قطعات خودرو تخصص دارند.

reconditioning can extend the lifespan of equipment.

بازسازی می‌تواند طول عمر تجهیزات را افزایش دهد.

investing in reconditioning can lead to better efficiency.

سرمایه‌گذاری در بازسازی می‌تواند منجر به بهبود بهره‌وری شود.

reconditioning is often more sustainable than buying new.

بازسازی اغلب پایدارتر از خرید جدید است.

they offer services for reconditioning electronics.

آنها خدمات بازسازی لوازم الکترونیکی را ارائه می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید