rejuvenation

[ایالات متحده]/ri,dʒu:vi'neiʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احیا، بازسازی حیات، جوانسازی، بازگشت به جوانی
Word Forms

جملات نمونه

Some effective measures beneficial to the production of alkaline proteinase are discussed: organismal rejuvenation, mutagenesis breeding. metabolic regulation and improvement of technology condition.

برخی از اقدامات موثر مفید برای تولید پروتئیناز قلیایی مورد بحث قرار می گیرند: جوان سازی ارگانیسم، جهش زایی، تنظیم متابولیک و بهبود شرایط فناوری.

The spa offers rejuvenation treatments.

مرکز اسپا خدمات احیا کننده ارائه می‌دهد.

Yoga is known for its rejuvenation benefits.

یوگا به خاطر فواید احیا کننده آن شناخته شده است.

She went on a rejuvenation retreat to relax.

او برای آرامش به یک سفر احیا کننده رفت.

Proper sleep is essential for rejuvenation.

خواب مناسب برای احیا ضروری است.

Regular exercise can help with rejuvenation.

ورزش منظم می‌تواند به احیا کمک کند.

A balanced diet is crucial for rejuvenation.

یک رژیم غذایی متعادل برای احیا بسیار مهم است.

Meditation is a great tool for rejuvenation.

مدیتیشن یک ابزار عالی برای احیا است.

She believes in the power of rejuvenation through nature.

او به قدرت احیا از طریق طبیعت اعتقاد دارد.

The facial mask promises skin rejuvenation.

ماسک صورت، احیای پوست را نوید می‌دهد.

The resort offers a rejuvenation package for guests.

هتل و اقامتگاه یک بسته احیا کننده برای مهمانان ارائه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید