reconfigured system
سیستم باز پیکربندی شده
reconfigured settings
تنظیمات باز پیکربندی شده
reconfigured network
شبکه باز پیکربندی شده
reconfigured device
دستگاه باز پیکربندی شده
reconfigured layout
چیدمان باز پیکربندی شده
reconfigured software
نرم افزار باز پیکربندی شده
reconfigured hardware
سخت افزار باز پیکربندی شده
reconfigured interface
واسط باز پیکربندی شده
reconfigured application
برنامه کاربردی باز پیکربندی شده
reconfigured service
سرویس باز پیکربندی شده
the system has been reconfigured to improve performance.
سیستم بهمنظور بهبود عملکرد دوباره پیکربندی شده است.
after the update, the software was reconfigured for better compatibility.
پس از بهروزرسانی، نرمافزار برای سازگاری بهتر دوباره پیکربندی شد.
the network was reconfigured to enhance security measures.
شبکه برای تقویت اقدامات امنیتی دوباره پیکربندی شد.
we reconfigured the workspace to promote collaboration.
ما فضای کاری را برای ترویج همکاری دوباره پیکربندی کردیم.
the hardware was reconfigured to support new applications.
سختافزار برای پشتیبانی از برنامههای جدید دوباره پیکربندی شد.
they reconfigured the layout of the store to attract more customers.
آنها طرحبندی فروشگاه را برای جذب مشتریان بیشتر دوباره پیکربندی کردند.
the team reconfigured their strategy after the initial failure.
تیم پس از شکست اولیه استراتژی خود را دوباره پیکربندی کرد.
our database was reconfigured to optimize storage space.
پایگاه داده ما برای بهینهسازی فضای ذخیرهسازی دوباره پیکربندی شد.
the device was reconfigured to improve its functionality.
دستگاه برای بهبود عملکرد آن دوباره پیکربندی شد.
to meet new requirements, the project was reconfigured completely.
برای برآورده کردن الزامات جدید، پروژه به طور کامل دوباره پیکربندی شد.
reconfigured system
سیستم باز پیکربندی شده
reconfigured settings
تنظیمات باز پیکربندی شده
reconfigured network
شبکه باز پیکربندی شده
reconfigured device
دستگاه باز پیکربندی شده
reconfigured layout
چیدمان باز پیکربندی شده
reconfigured software
نرم افزار باز پیکربندی شده
reconfigured hardware
سخت افزار باز پیکربندی شده
reconfigured interface
واسط باز پیکربندی شده
reconfigured application
برنامه کاربردی باز پیکربندی شده
reconfigured service
سرویس باز پیکربندی شده
the system has been reconfigured to improve performance.
سیستم بهمنظور بهبود عملکرد دوباره پیکربندی شده است.
after the update, the software was reconfigured for better compatibility.
پس از بهروزرسانی، نرمافزار برای سازگاری بهتر دوباره پیکربندی شد.
the network was reconfigured to enhance security measures.
شبکه برای تقویت اقدامات امنیتی دوباره پیکربندی شد.
we reconfigured the workspace to promote collaboration.
ما فضای کاری را برای ترویج همکاری دوباره پیکربندی کردیم.
the hardware was reconfigured to support new applications.
سختافزار برای پشتیبانی از برنامههای جدید دوباره پیکربندی شد.
they reconfigured the layout of the store to attract more customers.
آنها طرحبندی فروشگاه را برای جذب مشتریان بیشتر دوباره پیکربندی کردند.
the team reconfigured their strategy after the initial failure.
تیم پس از شکست اولیه استراتژی خود را دوباره پیکربندی کرد.
our database was reconfigured to optimize storage space.
پایگاه داده ما برای بهینهسازی فضای ذخیرهسازی دوباره پیکربندی شد.
the device was reconfigured to improve its functionality.
دستگاه برای بهبود عملکرد آن دوباره پیکربندی شد.
to meet new requirements, the project was reconfigured completely.
برای برآورده کردن الزامات جدید، پروژه به طور کامل دوباره پیکربندی شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید