reconfirmed

[ایالات متحده]/ˌriːkənˈfɜːmd/
[بریتانیا]/ˌriːkənˈfɜrmd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره تأیید کردن; بیشتر مطمئن یا محکم کردن; دوباره تأیید کردن

عبارات و ترکیب‌ها

reconfirmed meeting

جلسه تایید شده مجدد

reconfirmed details

جزئیات تایید شده مجدد

reconfirmed schedule

برنامه تایید شده مجدد

reconfirmed plans

برنامه‌ریزی تایید شده مجدد

reconfirmed agreement

توافق تایید شده مجدد

reconfirmed attendance

حضور تایید شده مجدد

reconfirmed reservations

رزروهای تایید شده مجدد

reconfirmed information

اطلاعات تایید شده مجدد

reconfirmed acceptance

پذیرش تایید شده مجدد

reconfirmed location

محل تایید شده مجدد

جملات نمونه

the meeting was reconfirmed for next thursday.

جلسه برای روز پنجشنبه هفته آینده دوباره تایید شد.

she reconfirmed her attendance at the conference.

او حضور خود را در کنفرانس دوباره تایید کرد.

the flight details were reconfirmed before departure.

جزئیات پرواز قبل از عزیمت دوباره تایید شد.

he reconfirmed the appointment with the doctor.

او وقت ملاقات با دکتر را دوباره تایید کرد.

we reconfirmed our reservations at the hotel.

ما رزروهای خود را در هتل دوباره تایید کردیم.

the project timeline was reconfirmed during the meeting.

جدول زمانی پروژه در طول جلسه دوباره تایید شد.

the terms of the agreement were reconfirmed by both parties.

شرایط توافق نامه توسط هر دو طرف دوباره تایید شد.

she reconfirmed her commitment to the team.

او تعهد خود به تیم را دوباره تایید کرد.

the schedule was reconfirmed after the changes.

برنامه زمانی پس از تغییرات دوباره تایید شد.

he reconfirmed the details of the contract.

او جزئیات قرارداد را دوباره تایید کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید