reconsiderers

[ایالات متحده]/ˌriːkənˈsɪdərərz/
[بریتانیا]/ˌrɪkənˈsɪdərərz/

ترجمه

n. افرادی که چیزی را دوباره می‌بینند؛ کسانی که دوباره در مورد یک تصمیم، نظر یا مسیر اقدام فکر می‌کنند.

جملات نمونه

the reconsiderers changed their minds after hearing new evidence.

بازبینان با توجه به شواهد جدید، نظر خود را تغییر دادند.

reconsiderers often demonstrate intellectual flexibility.

بازبینان اغلب انعطاف ذهنی را نشان می‌دهند.

the group of reconsiderers decided to reverse their previous decision.

گروه بازبینان تصمیم گرفتند تصمیم قبلی خود را معکوس کنند.

smart reconsiderers weigh all options carefully.

بازبینان باهوش تمام گزینه‌ها را با دقت می‌سنجدند.

reconsiderers in the discussion welcomed the fresh perspectives.

بازبینان در بحث دیدگاه‌های جدید را خوش‌آمد گفتند.

the reconsiderers retracted their earlier statements.

بازبینان اظهارات خود را قبلی را پس گرفتند.

experienced reconsiderers know when to change course.

بازبینان با تجربه می‌دانند که چه زمانی باید مسیر خود را تغییر دهند.

the reconsiderers showed courage in admitting their mistakes.

بازبینان جرأت در اعتراف به اشتباهات خود نشان دادند.

true reconsiderers open their minds to alternative viewpoints.

بازبینان واقعی ذهن خود را به دیدگاه‌های جایگزین باز می‌کنند.

the committee of reconsiderers ultimately voted differently.

کمیته بازبینان در نهایت به رأی‌گیری متفاوتی دست یافتند.

reconsiderers deserve respect for their willingness to adapt.

بازبینان به دلیل تمایل خود به سازگاری، احترام قابل قبولی را کسب می‌کنند.

the team of reconsiderers analyzed the data more thoroughly.

تیم بازبینان داده‌ها را با دقت بیشتری تحلیل کردند.

young reconsiderers often question established norms.

بازبینان جوان اغلب نرم‌های مرسوم را مورد سوال قرار می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید