record-keeper

[ایالات متحده]/[ˈrekərd ˈkiːpə]/
[بریتانیا]/[ˈrekərd ˈkiːpər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که مسؤول نگهداری از دفاتر است.؛ کسی که دفاتر را حفظ و سازماندهی می‌کند.؛ یک مقام رسمی که دفاتر را نگه می‌دارد، به ویژه در یک کسب و کار یا سازمان.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

record-keeper's notes

یادداشت‌های نگهبان کتاب‌ها

chief record-keeper

نگهبان کتاب‌های ارشد

be a record-keeper

نگهبان کتاب‌ها شوید

record-keeper duties

وظایف نگهبان کتاب‌ها

the record-keeper

نگهبان کتاب‌ها

record-keepers manage

نگهبانان کتاب‌ها مدیریت می‌کنند

past record-keeper

نگهبان کتاب‌های گذشته

senior record-keeper

نگهبان کتاب‌های سenes

record-keeper position

موقعیت نگهبان کتاب‌ها

جملات نمونه

the meticulous record-keeper ensured all data was accurate and up-to-date.

کسی که به دقت اطلاعات را ثبت می‌کرد، مطمئن می‌شد که تمام داده‌ها دقیق و به‌روز هستند.

as a record-keeper, she was responsible for maintaining the archive system.

به‌عنوان یک کسی که اطلاعات را ثبت می‌کرد، او مسئول حفظ سیستم پرونده‌ها بود.

he became the team's record-keeper after the previous one resigned.

پس از استعفا کسی که قبل از او اطلاعات را ثبت می‌کرد، او به عنوان کسی که اطلاعات را ثبت می‌کرد به تیم پیوست.

the historical society needed a reliable record-keeper to preserve their documents.

جمعیت تاریخی نیازمند یک کسی بود که به‌طور مطمئن اطلاعات را ثبت کند تا اسناد خود را حفظ کند.

the record-keeper diligently updated the sales figures every week.

کسی که اطلاعات را ثبت می‌کرد به‌طور دقیق هر هفته ارقام فروش را به‌روز می‌رساند.

the court appointed a neutral record-keeper to oversee the trial proceedings.

دیوان یک کسی که اطلاعات را ثبت می‌کرد را برای نظارت بر پروسه‌های دادگاه منصوب کرد.

the organization sought a detail-oriented record-keeper for their database.

سازمان به دنبال یک کسی بود که اطلاعات را با دقت ثبت می‌کرد برای پایگاه داده‌اش.

the record-keeper’s meticulous notes proved invaluable during the investigation.

یادداشت‌های دقیق کسی که اطلاعات را ثبت می‌کرد در طول تحقیقات ارزشمند ثابت شد.

the role of the record-keeper is vital for maintaining institutional memory.

نقش کسی که اطلاعات را ثبت می‌کرد برای حفظ حافظه مؤسسه حیاتی است.

the experienced record-keeper trained the new employee on data entry procedures.

کسی که اطلاعات را ثبت می‌کرد و تجربه داشت، کارکنان جدید را در روش‌های وارد کردن داده‌ها آموزش داد.

the record-keeper used a spreadsheet to organize the inventory data.

کسی که اطلاعات را ثبت می‌کرد از یک جدول گسترده برای سازماندهی داده‌های موجودی استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید