recoverer

[ایالات متحده]/[rɪˈkʌvərə(r)]/
[بریتانیا]/[rɪˈkʌvərər]/

ترجمه

n. فردی که چیزی از دست رفته یا ربوده را بازیابی می‌کند؛ فردی که از بیماری یا آسیب بهبود می‌یابد؛ فردی که چیزی را به حالت پیشین بازگرداند.
v. بازیابی چیزی.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

a recoverer

پریشان‌گر

the recoverer

پریشان‌گر

recovery recoverer

پریشان‌گر بازیابی

becoming a recoverer

در حال شدن به پریشان‌گر

experienced recoverer

پریشان‌گر تجربه‌دار

primary recoverer

پریشان‌گر اولیه

lead recoverer

پریشان‌گر رهبر

skilled recoverer

پریشان‌گر ماهر

designated recoverer

پریشان‌گر تعیین‌شده

future recoverer

پریشان‌گر آینده

جملات نمونه

the data recoverer worked tirelessly to restore the lost files.

recoverer داده با پشتکار تمامی فایل‌های از دست رفته را بازیابی کرد.

a skilled recoverer is essential for handling disaster recovery situations.

recoverer ماهر برای مدیریت شرایط بازیابی بحرانی ضروری است.

we hired a professional recoverer to retrieve data from the damaged hard drive.

ما یک recoverer حرفه‌ای را استخدام کردیم تا داده‌ها را از دیسک سخت آسیب دیده بازیابی کند.

the software recoverer successfully salvaged most of the deleted photos.

recoverer نرم‌افزاری بیشترین عکس‌های حذف شده را موفقانه بازیابی کرد.

the insurance company appointed a fraud recoverer to investigate the claims.

شرکت بیمه یک recoverer کشف کلاهبری را برای بررسی دعوی‌ها منصوب کرد.

the environmental recoverer focused on restoring the damaged ecosystem.

recoverer محیط زیست بر روی بازیابی اکوسیستم آسیب دیده متمرکز بود.

a dedicated recoverer is needed to rebuild the community after the hurricane.

یک recoverer وفادار برای بازسازی جامعه پس از باران تورم نیاز است.

the financial recoverer developed a plan to stabilize the struggling company.

recoverer مالی یک برنامه را برای ثابت کردن شرکتی که در دشواری است توسعه داد.

the system recoverer ensured a smooth restoration after the system failure.

recoverer سیستم اطمینان حاصل کرد که بازیابی پس از خطا در سیستم سلیس باشد.

the accident recoverer helped the victim regain their independence.

recoverer حادثه کمک به قربانی برای بازگرداندن استقلال خود کرد.

the investment recoverer sought opportunities to recoup losses in the market.

recoverer سرمایه‌گذاری فرصت‌هایی را برای جبران زیان‌ها در بازار جستجو کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید