saboteur

[ایالات متحده]/ˌsæbə'tɜː/
[بریتانیا]/ˌsæbəˈtə../
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که در خرابکاری شرکت می‌کند؛ فردی که به عمد چیزی را آسیب می‌زند یا مانع چیزی می‌شود
Word Forms
جمعsaboteurs

جملات نمونه

Saboteurs dynamited the bridge.

تخریب‌گران پل را با استفاده از مواد منفجره تخریب کردند.

These saboteurs threatened to blow up the factory if their demands were not met.

این خرابکاران تهدید کردند که اگر خواسته‌هایشان برآورده نشود، کارخانه را منفجر خواهند کرد.

The saboteur attempted to disrupt the company's operations.

خرابکار سعی کرد عملیات شرکت را مختل کند.

The police are investigating the identity of the saboteur.

پلیس هویت خرابکار را بررسی می‌کند.

The saboteur planted a bomb in the building.

خرابکار یک بمب در ساختمان کار گذاشت.

The saboteur was caught on security camera.

خرابکار در دوربین مدار بسته ضبط شد.

The company suffered losses due to the actions of the saboteur.

به دلیل اقدامات خرابکار، شرکت متحمل خسارت شد.

The saboteur was motivated by revenge against the company.

خرابکار به دلیل انتقام‌جویی علیه شرکت، انگیزه داشت.

The authorities are on high alert for any potential saboteurs.

مقامات در مورد هرگونه خرابکار احتمالی در حالت هوشیاری کامل هستند.

The saboteur was apprehended before causing any major damage.

خرابکار قبل از ایجاد خسارت عمده دستگیر شد.

The company implemented strict security measures to prevent saboteurs.

شرکت برای جلوگیری از خرابکاران، اقدامات امنیتی سختگیرانه را اجرا کرد.

The saboteur's actions resulted in chaos within the organization.

اقدامات خرابکار باعث هرج و مرج در سازمان شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید