redirected

[ایالات متحده]/ˌriːdɪˈrɛktɪd/
[بریتانیا]/ˌriːdɪˈrɛktɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور مجدد به شیوه‌ای جدید یا برای هدفی جدید استفاده کردن (زمان گذشته و قسمت گذشته redirect); تغییر جهت تحویل

عبارات و ترکیب‌ها

redirected traffic

ترافیک هدایت‌شده

redirected request

درخواست هدایت‌شده

redirected link

لینک هدایت‌شده

redirected user

کاربر هدایت‌شده

redirected page

صفحه هدایت‌شده

redirected url

آدرس اینترنتی هدایت‌شده

redirected session

نشست هدایت‌شده

redirected output

خروجی هدایت‌شده

redirected domain

دامنه هدایت‌شده

redirected flow

جریان هدایت‌شده

جملات نمونه

the user was redirected to the homepage.

کاربر به صفحه اصلی هدایت شد.

he redirected the conversation to a different topic.

او مکالمه را به یک موضوع دیگر هدایت کرد.

the website redirected me to a new page.

وب سایت من را به یک صفحه جدید هدایت کرد.

she redirected her focus to her studies.

او تمرکز خود را به تحصیلات خود هدایت کرد.

the email was redirected to the correct department.

ایمیل به بخش مناسب هدایت شد.

they redirected their efforts towards community service.

آنها تلاش خود را به سمت خدمات اجتماعی هدایت کردند.

the call was redirected to customer support.

تماس به پشتیبانی مشتریان هدایت شد.

after the error, the system redirected the user back.

پس از بروز خطا، سیستم کاربر را دوباره هدایت کرد.

he redirected the funds to a new project.

او بودجه را به یک پروژه جدید هدایت کرد.

the traffic was redirected due to construction.

به دلیل ساخت و ساز، ترافیک هدایت شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید