reexamined

[ایالات متحده]/ˌriːɪɡˈzæmɪnd/
[بریتانیا]/ˌriːɪɡˈzæmɪnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره بررسی کردن؛ بازنگری یا ارزیابی مجدد

عبارات و ترکیب‌ها

reexamined evidence

بازبینی مدارک

reexamined theories

بازبینی نظریه‌ها

reexamined policies

بازبینی سیاست‌ها

reexamined assumptions

بازبینی فرضیات

reexamined findings

بازبینی یافته‌ها

reexamined data

بازبینی داده‌ها

reexamined practices

بازبینی روش‌ها

reexamined results

بازبینی نتایج

reexamined conclusions

بازبینی نتیجه‌گیری‌ها

reexamined strategies

بازبینی استراتژی‌ها

جملات نمونه

the committee reexamined the proposal for funding.

کمیته بار دیگر پیشنهاد تامین بودجه را مورد بازبینی قرار داد.

she reexamined her choices before making a decision.

او قبل از تصمیم‌گیری، انتخاب‌های خود را دوباره بررسی کرد.

the researchers reexamined the data for accuracy.

محققان داده‌ها را برای اطمینان از صحت آن‌ها دوباره بررسی کردند.

the teacher reexamined the test results with the students.

معلم با دانش‌آموزان، نتایج آزمون را دوباره بررسی کرد.

after the incident, the policy was reexamined.

پس از حادثه، سیاست مورد بازبینی قرار گرفت.

the team reexamined their strategy for the upcoming match.

تیم استراتژی خود را برای مسابقه آینده دوباره بررسی کرد.

he reexamined his priorities in life.

او اولویت‌های زندگی خود را دوباره بررسی کرد.

the doctor reexamined the patient's symptoms.

پزشک علائم بیمار را دوباره بررسی کرد.

they decided to have the contract reexamined by a lawyer.

آن‌ها تصمیم گرفتند قرارداد را به یک وکیل بسپارند تا آن را دوباره بررسی کند.

the findings were reexamined in light of new evidence.

یافت‌ها با توجه به شواهد جدید مورد بازبینی قرار گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید