refashioning

[ایالات متحده]/ˌriːˈfæʃənɪŋ/
[بریتانیا]/ˌriːˈfæʃənɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل تغییر یا اصلاح مد یا سبک چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

refashioning trends

ترندهای بازسازی

refashioning styles

سبک‌های بازسازی

refashioning ideas

ایده‌های بازسازی

refashioning identities

هویت‌های بازسازی‌شده

refashioning narratives

روایت‌های بازسازی‌شده

refashioning garments

لباس‌های بازسازی‌شده

refashioning concepts

مفاهیم بازسازی‌شده

refashioning culture

فرهنگ بازسازی‌شده

refashioning spaces

فضاهای بازسازی‌شده

refashioning experiences

تجربه‌های بازسازی‌شده

جملات نمونه

refashioning old clothes can be a fun project.

بازسازی لباس‌های قدیمی می‌تواند یک پروژه سرگرم‌کننده باشد.

the artist is refashioning the space into a gallery.

هنرمند در حال بازسازی فضا برای تبدیل آن به یک گالری است.

she is refashioning her career to focus on sustainability.

او شغل خود را در حال بازسازی است تا بر پایداری تمرکز کند.

refashioning traditional recipes can create new flavors.

بازسازی دستورالعمل‌های سنتی می‌تواند طعم‌های جدیدی ایجاد کند.

the company is refashioning its brand image.

شرکت در حال بازسازی تصویر برند خود است.

he is refashioning his approach to problem-solving.

او روش خود را برای حل مسئله در حال بازسازی است.

refashioning furniture can save money and space.

بازسازی مبلمان می‌تواند در هزینه و فضا صرفه‌جویی کند.

they are refashioning the community center to better serve locals.

آنها در حال بازسازی مرکز جامعه هستند تا بهتر به مردم محلی خدمت کنند.

refashioning your mindset can lead to personal growth.

بازسازی طرز فکر شما می‌تواند منجر به رشد شخصی شود.

she is refashioning her garden to attract more wildlife.

او باغ خود را در حال بازسازی است تا حیات وحش بیشتری را جذب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید