referral

[ایالات متحده]/rɪ'fɜːr(ə)l/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انتقال؛ تسلیم؛ تأمین.
Word Forms
جمعreferrals

عبارات و ترکیب‌ها

Referral program

برنامه ارجاع

Referral link

لینک ارجاع

Referral bonus

پاداش ارجاع

Referral code

کد ارجاع

Referral reward

جوایز ارجاع

referral system

سیستم ارجاع

referral center

مرکز ارجاع

referral service

خدمات ارجاع

جملات نمونه

Covers Osteopathy treatment costs on referral from a GP.

پوشش هزینه‌های درمان پوستی در صورت معرفی از پزشک عمومی.

referrals can be discussed before discharge from hospital.

می‌توان قبل از ترخیص از بیمارستان در مورد ارجاع صحبت کرد.

Physicians unfamiliar with writing referrals should consult with a senior therapist, physiatrist, or orthopedic surgeon.

پزشکان ناآشنا با نوشتن ارجاع باید با یک درمانگر ارشد، فیزیاتریست یا جراح ارتوپدی مشورت کنند.

"Early referral to an otolaryngologist is indicated in the most severe cases or where symptoms are out of proportion with findings," Sherris said.

"-ارجاع زودهنگام به یک متخصص گوش، حلق و بینی در موارد شدید یا زمانی که علائم با یافته‌ها متناسب نیستند، نشان داده شده است،" شریس گفت.

After referral from a General Practitioner, you may need to see a Specialist. Covers both visits which lead to hospitalisation and Specialist costs where the ailment does not require hospitalisation.

پس از ارجاع از یک پزشک عمومی، ممکن است نیاز به ملاقات با یک متخصص داشته باشید. شامل هر دو ملاقات که منجر به بستری شدن در بیمارستان می شود و هزینه های متخصص در صورتی که نیاز به بستری شدن در بیمارستان نباشد.

I received a referral from a friend for a new job opportunity.

من یک ارجاع از یک دوست برای یک فرصت شغلی جدید دریافت کردم.

Doctors often rely on patient referrals to grow their practices.

پزشکان اغلب برای گسترش فعالیت‌های خود به ارجاع بیمار متکی هستند.

The referral program offers incentives for referring new customers.

برنامه ارجاع مشوق‌هایی را برای معرفی مشتریان جدید ارائه می‌دهد.

She made a referral to a specialist for further evaluation.

او برای ارزیابی بیشتر به یک متخصص ارجاع داد.

The referral process was quick and efficient.

فرآیند ارجاع سریع و کارآمد بود.

He received a referral to a therapist for counseling.

او برای مشاوره به یک درمانگر ارجاع داده شد.

The referral system helps businesses attract new clients.

سیستم ارجاع به کسب و کارها کمک می کند تا مشتریان جدید جذب کنند.

Referral sources are crucial for expanding a professional network.

منابع ارجاع برای گسترش شبکه حرفه‌ای حیاتی هستند.

She asked for a referral to a good restaurant in the area.

او برای یک رستوران خوب در آن منطقه درخواست ارجاع کرد.

The referral letter praised the candidate's qualifications.

نامه ارجاع صلاحیت‌های نامزد را مورد تحسین قرار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید