referrer

[ایالات متحده]/rɪˈfɜːrə/
[بریتانیا]/rɪˈfɜrər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که کسی یا چیزی را توصیه یا معرفی می‌کند؛ فردی که شخص (یا چیز) دیگری را ذکر می‌کند.
Word Forms
جمعreferrers

عبارات و ترکیب‌ها

referrer link

پیوند ارجاع

referrer code

کد ارجاع

referrer program

برنامه ارجاع

referrer traffic

ترافیک ارجاع

referrer source

منبع ارجاع

referrer id

شناسه ارجاع

referrer email

ایمیل ارجاع

referrer website

وب سایت ارجاع

referrer tracking

ردیابی ارجاع

جملات نمونه

the referrer provided valuable insights about the project.

ارجاع‌دهنده بینش‌های ارزشمندی در مورد پروژه ارائه داد.

it's important to track the referrer for marketing campaigns.

پیگیری ارجاع‌دهنده برای کمپین‌های بازاریابی مهم است.

she thanked her referrer for the job opportunity.

او از ارجاع‌دهنده خود برای فرصت شغلی تشکر کرد.

the referrer must confirm the client's details.

ارجاع‌دهنده باید جزئیات مشتری را تأیید کند.

many businesses rely on a referrer system for new clients.

بسیاری از کسب و کارها برای مشتریان جدید به سیستم ارجاع‌دهنده متکی هستند.

the referrer received a bonus for each successful referral.

ارجاع‌دهنده برای هر ارجاع موفق جایزه دریافت کرد.

understanding the role of a referrer is crucial in networking.

درک نقش یک ارجاع‌دهنده در شبکه‌سازی بسیار مهم است.

she is a trusted referrer in the real estate market.

او یک ارجاع‌دهنده مورد اعتماد در بازار املاک است.

he acted as a referrer for several local businesses.

او به عنوان یک ارجاع‌دهنده برای چندین کسب و کار محلی عمل کرد.

the referrer helped bridge the gap between clients and services.

ارجاع‌دهنده به پل زدن شکاف بین مشتریان و خدمات کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید