la regla
قانون
mi regla
قانون من
una regla
یک قانون
las reglas
قوانین
tres reglas
سه قانون
nueva regla
قانون جدید
su regla
قانون او
regla de
قانون
sin regla
بدون قانون
buena regla
قانون خوب
she follows the regla strictly when preparing traditional recipes.
او به صورت صریح به قانون در زمان آماده سازی دستورات سنتی پایبند است.
the company changed the regla regarding remote work policies.
شرکت قانون مربوط به سیاست های کار از راه دور را تغییر داد.
according to the regla, all employees must submit reports by friday.
بر اساس قانون، تمام کارمندان باید گزارش ها را تا پنجشنبه ارائه دهند.
he violated the regla and faced immediate consequences.
او قانون را نقض کرد و پس از آن عواقب فوری را تجربه کرد.
the golden regla of marketing is knowing your audience.
قانون طلایی بازاریابی آگاهی از مخاطب خود است.
can you explain the regla for calculating this equation?
آیا می توانید قانون محاسبه این معادله را توضیح دهید؟
without a clear regla, the project became chaotic.
بدون یک قانون واضح، پروژه به شلوغی خورد.
the school implemented a new regla about cell phone usage.
مدرسه یک قانون جدید در مورد استفاده از تلفن همراه اجرا کرد.
she created a regla to organize her daily tasks effectively.
او یک قانون ایجاد کرد تا وظایف روزانه خود را به طور موثر سازماندهی کند.
breaking that regla is simply not acceptable in this community.
شکستن آن قانون در این جامعه ساده ای قابل قبول نیست.
the mathematical regla of three helps solve proportions quickly.
قانون ریاضی سه کمک می کند تا نسبت ها را به سرعت حل کنید.
la regla
قانون
mi regla
قانون من
una regla
یک قانون
las reglas
قوانین
tres reglas
سه قانون
nueva regla
قانون جدید
su regla
قانون او
regla de
قانون
sin regla
بدون قانون
buena regla
قانون خوب
she follows the regla strictly when preparing traditional recipes.
او به صورت صریح به قانون در زمان آماده سازی دستورات سنتی پایبند است.
the company changed the regla regarding remote work policies.
شرکت قانون مربوط به سیاست های کار از راه دور را تغییر داد.
according to the regla, all employees must submit reports by friday.
بر اساس قانون، تمام کارمندان باید گزارش ها را تا پنجشنبه ارائه دهند.
he violated the regla and faced immediate consequences.
او قانون را نقض کرد و پس از آن عواقب فوری را تجربه کرد.
the golden regla of marketing is knowing your audience.
قانون طلایی بازاریابی آگاهی از مخاطب خود است.
can you explain the regla for calculating this equation?
آیا می توانید قانون محاسبه این معادله را توضیح دهید؟
without a clear regla, the project became chaotic.
بدون یک قانون واضح، پروژه به شلوغی خورد.
the school implemented a new regla about cell phone usage.
مدرسه یک قانون جدید در مورد استفاده از تلفن همراه اجرا کرد.
she created a regla to organize her daily tasks effectively.
او یک قانون ایجاد کرد تا وظایف روزانه خود را به طور موثر سازماندهی کند.
breaking that regla is simply not acceptable in this community.
شکستن آن قانون در این جامعه ساده ای قابل قبول نیست.
the mathematical regla of three helps solve proportions quickly.
قانون ریاضی سه کمک می کند تا نسبت ها را به سرعت حل کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید