regla

[ایالات متحده]//ˈreɪɡlə//
[بریتانیا]//ˈreɪɡlə//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رگلا (یک منطقه در هافانا، کوبا)

عبارات و ترکیب‌ها

la regla

قانون

mi regla

قانون من

una regla

یک قانون

las reglas

قوانین

tres reglas

سه قانون

nueva regla

قانون جدید

su regla

قانون او

regla de

قانون

sin regla

بدون قانون

buena regla

قانون خوب

جملات نمونه

she follows the regla strictly when preparing traditional recipes.

او به صورت صریح به قانون در زمان آماده سازی دستورات سنتی پایبند است.

the company changed the regla regarding remote work policies.

شرکت قانون مربوط به سیاست های کار از راه دور را تغییر داد.

according to the regla, all employees must submit reports by friday.

بر اساس قانون، تمام کارمندان باید گزارش ها را تا پنجشنبه ارائه دهند.

he violated the regla and faced immediate consequences.

او قانون را نقض کرد و پس از آن عواقب فوری را تجربه کرد.

the golden regla of marketing is knowing your audience.

قانون طلایی بازاریابی آگاهی از مخاطب خود است.

can you explain the regla for calculating this equation?

آیا می توانید قانون محاسبه این معادله را توضیح دهید؟

without a clear regla, the project became chaotic.

بدون یک قانون واضح، پروژه به شلوغی خورد.

the school implemented a new regla about cell phone usage.

مدرسه یک قانون جدید در مورد استفاده از تلفن همراه اجرا کرد.

she created a regla to organize her daily tasks effectively.

او یک قانون ایجاد کرد تا وظایف روزانه خود را به طور موثر سازماندهی کند.

breaking that regla is simply not acceptable in this community.

شکستن آن قانون در این جامعه ساده ای قابل قبول نیست.

the mathematical regla of three helps solve proportions quickly.

قانون ریاضی سه کمک می کند تا نسبت ها را به سرعت حل کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید