main criterion
معیار اصلی
we select our suppliers based on strict criterio.
ما تأمین کنندگان خود را بر اساس معیارهای سخت گیرانه انتخاب می کنیم.
the committee uses clear criterio for evaluating proposals.
کمیته از معیارهای واضح برای ارزیابی پیشنهادات استفاده می کند.
without proper criterio, the decision becomes arbitrary.
بدون معیار مناسب، تصمیم به طور دلخواه می شود.
she applied the same criterio to all applicants.
او معیار یکسانی را به همه درخواست کنندگان اعمال کرد.
the new criterio requires additional documentation.
معیار جدید مدارک اضافی را نیاز دارد.
our selection criterio includes experience and qualifications.
معیار انتخاب ما شامل تجربه و صلاحیت ها می باشد.
he judged the artwork with great criterio.
او آثار هنری را با معیار بسیار خوبی ارزیابی کرد.
the criterio for success is clearly defined.
معیار موفقیت به روشنی تعریف شده است.
you need better criterio when making financial decisions.
وقتی تصمیمات مالی می گیرید نیاز به معیار بهتری دارید.
the company changed its evaluation criterio last year.
شرکت سال گذشته معیار ارزیابی خود را تغییر داد.
each project is measured against specific criterio.
هر پروژه بر اساس معیارهای خاصی اندازه گیری می شود.
what criterio did you use to reach this conclusion?
چه معیاری را برای رسیدن به این نتیجه استفاده کردید؟
main criterion
معیار اصلی
we select our suppliers based on strict criterio.
ما تأمین کنندگان خود را بر اساس معیارهای سخت گیرانه انتخاب می کنیم.
the committee uses clear criterio for evaluating proposals.
کمیته از معیارهای واضح برای ارزیابی پیشنهادات استفاده می کند.
without proper criterio, the decision becomes arbitrary.
بدون معیار مناسب، تصمیم به طور دلخواه می شود.
she applied the same criterio to all applicants.
او معیار یکسانی را به همه درخواست کنندگان اعمال کرد.
the new criterio requires additional documentation.
معیار جدید مدارک اضافی را نیاز دارد.
our selection criterio includes experience and qualifications.
معیار انتخاب ما شامل تجربه و صلاحیت ها می باشد.
he judged the artwork with great criterio.
او آثار هنری را با معیار بسیار خوبی ارزیابی کرد.
the criterio for success is clearly defined.
معیار موفقیت به روشنی تعریف شده است.
you need better criterio when making financial decisions.
وقتی تصمیمات مالی می گیرید نیاز به معیار بهتری دارید.
the company changed its evaluation criterio last year.
شرکت سال گذشته معیار ارزیابی خود را تغییر داد.
each project is measured against specific criterio.
هر پروژه بر اساس معیارهای خاصی اندازه گیری می شود.
what criterio did you use to reach this conclusion?
چه معیاری را برای رسیدن به این نتیجه استفاده کردید؟
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید