regresses quickly
به سرعت پسروی میکند
regresses gradually
به تدریج پسروی میکند
regresses significantly
به طور قابل توجهی پسروی میکند
regresses further
به طور بیشتر پسروی میکند
regresses under pressure
تحت فشار پسروی میکند
regresses over time
در طول زمان پسروی میکند
regresses to baseline
به سطح پایه بازمیگردد
regresses unexpectedly
به طور غیرمنتظره پسروی میکند
regresses in performance
در عملکرد پسروی میکند
regresses in quality
در کیفیت پسروی میکند
the patient regresses to a childlike state during therapy.
بیمار در طول درمان به حالت کودکی بازمیگردد.
when under stress, she often regresses to old habits.
وقتی تحت فشار است، اغلب به عادتهای قدیمی بازمیگردد.
the project regresses due to lack of funding.
به دلیل کمبود بودجه، پروژه دچار پسرفت میشود.
his behavior regresses when he feels overwhelmed.
وقتی احساس غرق شدن میکند، رفتار او دچار پسرفت میشود.
if not practiced, the skill regresses over time.
اگر تمرین نشود، این مهارت با گذشت زمان دچار پسرفت میشود.
the economy regresses during periods of instability.
در دوران ناپایداری، اقتصاد دچار پسرفت میشود.
she fears that her progress will regress if she stops studying.
او میترسد که اگر دست از تحصیل بکشد، پیشرفت او دچار پسرفت شود.
the software regresses with each new update.
با هر بهروزرسانی جدید، نرمافزار دچار پسرفت میشود.
as technology evolves, some skills may regress.
با پیشرفت فناوری، ممکن است برخی مهارتها دچار پسرفت شوند.
the team regresses in performance after the key player's injury.
پس از مصدومیت بازیکن کلیدی، عملکرد تیم دچار پسرفت میشود.
regresses quickly
به سرعت پسروی میکند
regresses gradually
به تدریج پسروی میکند
regresses significantly
به طور قابل توجهی پسروی میکند
regresses further
به طور بیشتر پسروی میکند
regresses under pressure
تحت فشار پسروی میکند
regresses over time
در طول زمان پسروی میکند
regresses to baseline
به سطح پایه بازمیگردد
regresses unexpectedly
به طور غیرمنتظره پسروی میکند
regresses in performance
در عملکرد پسروی میکند
regresses in quality
در کیفیت پسروی میکند
the patient regresses to a childlike state during therapy.
بیمار در طول درمان به حالت کودکی بازمیگردد.
when under stress, she often regresses to old habits.
وقتی تحت فشار است، اغلب به عادتهای قدیمی بازمیگردد.
the project regresses due to lack of funding.
به دلیل کمبود بودجه، پروژه دچار پسرفت میشود.
his behavior regresses when he feels overwhelmed.
وقتی احساس غرق شدن میکند، رفتار او دچار پسرفت میشود.
if not practiced, the skill regresses over time.
اگر تمرین نشود، این مهارت با گذشت زمان دچار پسرفت میشود.
the economy regresses during periods of instability.
در دوران ناپایداری، اقتصاد دچار پسرفت میشود.
she fears that her progress will regress if she stops studying.
او میترسد که اگر دست از تحصیل بکشد، پیشرفت او دچار پسرفت شود.
the software regresses with each new update.
با هر بهروزرسانی جدید، نرمافزار دچار پسرفت میشود.
as technology evolves, some skills may regress.
با پیشرفت فناوری، ممکن است برخی مهارتها دچار پسرفت شوند.
the team regresses in performance after the key player's injury.
پس از مصدومیت بازیکن کلیدی، عملکرد تیم دچار پسرفت میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید