time recedes
زمان عقبنشینی میکند
memory recedes
حافظه عقبنشینی میکند
pain recedes
درد عقبنشینی میکند
fear recedes
ترس عقبنشینی میکند
light recedes
نور عقبنشینی میکند
hope recedes
امید عقبنشینی میکند
confidence recedes
اعتماد به نفس عقبنشینی میکند
sound recedes
صدا عقبنشینی میکند
happiness recedes
خوشبختی عقبنشینی میکند
interest recedes
علاقه عقبنشینی میکند
as the tide recedes, new treasures are revealed on the shore.
همانطور که جزر و مد عقب نشینی می کند، گنج های جدید در ساحل آشکار می شوند.
her anxiety recedes when she practices mindfulness.
اضطراب او زمانی که ذهن آگاهی را تمرین می کند، کاهش می یابد.
the fog recedes, revealing the beautiful landscape.
مه عقب نشینی می کند و چشم انداز زیبا را آشکار می کند.
as the sun sets, the warmth of the day slowly recedes.
همانطور که خورشید غروب می کند، گرمای روز به آرامی کاهش می یابد.
his anger recedes after a long conversation.
خشم او پس از یک مکالمه طولانی فروکش می کند.
once the storm passes, the chaos recedes.
پس از عبور طوفان، هرج و مرج فروکش می کند.
as the years go by, the pain of loss recedes.
با گذشت سالها، درد از دست دادن کاهش می یابد.
the noise from the crowd recedes as the concert ends.
همانطور که کنسرت به پایان می رسد، صدای جمعیت کم می شود.
her worries recede when she focuses on her goals.
نگرانی های او زمانی که روی اهداف خود تمرکز می کند، کاهش می یابد.
as night falls, the day's activities recede into memory.
همانطور که شب فرا می رسد، فعالیت های روزانه به خاطره تبدیل می شوند.
time recedes
زمان عقبنشینی میکند
memory recedes
حافظه عقبنشینی میکند
pain recedes
درد عقبنشینی میکند
fear recedes
ترس عقبنشینی میکند
light recedes
نور عقبنشینی میکند
hope recedes
امید عقبنشینی میکند
confidence recedes
اعتماد به نفس عقبنشینی میکند
sound recedes
صدا عقبنشینی میکند
happiness recedes
خوشبختی عقبنشینی میکند
interest recedes
علاقه عقبنشینی میکند
as the tide recedes, new treasures are revealed on the shore.
همانطور که جزر و مد عقب نشینی می کند، گنج های جدید در ساحل آشکار می شوند.
her anxiety recedes when she practices mindfulness.
اضطراب او زمانی که ذهن آگاهی را تمرین می کند، کاهش می یابد.
the fog recedes, revealing the beautiful landscape.
مه عقب نشینی می کند و چشم انداز زیبا را آشکار می کند.
as the sun sets, the warmth of the day slowly recedes.
همانطور که خورشید غروب می کند، گرمای روز به آرامی کاهش می یابد.
his anger recedes after a long conversation.
خشم او پس از یک مکالمه طولانی فروکش می کند.
once the storm passes, the chaos recedes.
پس از عبور طوفان، هرج و مرج فروکش می کند.
as the years go by, the pain of loss recedes.
با گذشت سالها، درد از دست دادن کاهش می یابد.
the noise from the crowd recedes as the concert ends.
همانطور که کنسرت به پایان می رسد، صدای جمعیت کم می شود.
her worries recede when she focuses on her goals.
نگرانی های او زمانی که روی اهداف خود تمرکز می کند، کاهش می یابد.
as night falls, the day's activities recede into memory.
همانطور که شب فرا می رسد، فعالیت های روزانه به خاطره تبدیل می شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید