rehabilitate

[ایالات متحده]/ˌriːəˈbɪlɪteɪt/
[بریتانیا]/ˌriːəˈbɪlɪteɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. بازگرداندن (مجرمان و غیره) به زندگی عادی؛ کمک به بازپس‌گیری شهرت خوب؛ ترمیم اعتبار.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریrehabilitating
زمان گذشتهrehabilitated
شکل سوم شخص مفردrehabilitates
قسمت سوم فعلrehabilitated
جمعrehabilitates

جملات نمونه

There was no money to rehabilitate the tower.

برای بازسازی برج پولی وجود نداشت.

We will plan to rehabilitate the run-down neighborhood.

ما برنامه ای برای بازسازی محله فرسوده خواهیم داشت.

helping to rehabilitate former criminals.

کمک به توانمندسازی مجرمان سابق.

He has been rehabilitated in public esteem.

او در منظر عمومی مورد بازسازی قرار گرفته است.

He used exercise programmes to rehabilitate the patients.

او از برنامه های ورزشی برای بازسازی بیماران استفاده کرد.

The incoming director of water, Mr David Stower, said the ministry would intensify and expand resource flows into the sector to rehabilitate water schemes.

مدیر ورودی آب، آقای دیوید استوئر، گفت که وزارتخانه منابع را در این بخش برای بازسازی طرح های آب افزایش و گسترش خواهد داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید